توفان | آدام زاگایفسکی

اثری از‫:‬ ,

توفان، موهای طلایی داشت با رگه هایی از سیاه
با صدایی بی زیر و بم زاری می‌کرد، انگار زنی ساده دل بود
که سرباز یا زورگوی فردا را به دنیا می‌آورد.

ابرهای پهناور، کشتی‌های بزرگ
ما را محاصره کردند، و جعد گیسوی سرخ آذرخش
بی قرار و پریشان گشت.

بزرگراه دریای سرخ شد.
ما دره‌ محض شدیم و از میان توفان گذشتیم.
تو می راندی؛ من عاشقانه تماشایت می‌کردم.

برگردان این شعر برای بیست و هشتم مرداد که حالا دیگر می‌دانم چه روزی است.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.