قالب وردپرس درنا توس
خانه / جستارها / چنگ‌اندازی به پوچی

چنگ‌اندازی به پوچی



«چنگ‌اندازی به پوچی» شعرِ بلندی‌ست از جان جیورنو، که بعنوانِ «سریِ یکم از مجموعه‌یِ شیزوکالت» منتشر می‌شود. جیورنو شاعر، اجراگر، خواننده و مالتی‌مدیاییستی آمریکایی‌ست که شعرهایش جدایِ از اجراگری‌هایش نیستند؛ همچنان‌که فوتوشعرها، نمایشگاه‌هایِ عکس، و مالتی‌مدیاهایِ او جز نمایشِ بدنِ تروماتیکِ او نیست. بدنی که نه فقط لحظه‌یِ زایش و ورود به جهان، بل لحظه‌یِ شناختِ خود بمثابه‌یِ یک انسان، یک فردیت و یک هستنده‌یِ منحصربفردِ میل‌گر برایِ او تروماتیک است، ترومایی که او را از تمامیتِ جهان جدا می‌سازد و فرد را در تنهایی و وفورِ میل ایزوله می‌گرداند، وفورِ میلی که بدنبالِ
خطوطِ گریز (یا پرواز) است – و نه سوراخ‌هایی برایِ آزاد کردنِ میل – تا فرد را از آنچه هست متفاوت سازد و ویژگیِ منحصر بفرد بودنِ سوژه بمثابه‌یِ یک هویت را مختل گرداند، و ترومایی که به میلی سرشار ارجاع می‌یابد و نه فقدانی روانکاوانه. ترومایی که خطوطش را بر بدنِ آبستره‌یِ شاعرش حک می‌نماید و شعرش را واجدِ خاصیتی شیزوفرنیک می‌گرداند. سوژه شیزو بزعمِ روانکاوی سوژه‌ای دیوانه است و جایگاه‌ش جز در تیمارستان نیست: سوژه‌ای که اسمِ پدر، اسمِ دلالت، قانون، یا دیگری را به رسمیت نمی‌شناسد و در حیثِ خیالی هزیان می‌بافد. سوژه‌یِ شیزوفرن بزعمِ ژیل دولوز و فلیکس گتاری در کتابِ ضدِ-ادیپ مازادی‌ست برایِ سرمایه‌داری. هر سوژه‌یِ شیزو، هر اقلیت، یا بزعمِ ژرژ باتای هر مازاد و پس‌مانده (یا به بیانِ دقیق‌ترِ کلمه، هر مدفوعی از یک بدن که هیچ‌وقت به حیثِ نمادین درنمی‌افتد و در برابر هرگونه بازتفسیر مقاومت می‌کند)، خود می‌تواند به خرده‌ماشینی میل‌گر بدل بشود؛ خرده‌ماشین‌هایِ میل‌گری که می‌روند تا به ماشینِ بزرگِ میل چفت شوند: ماشینِ انقلاب: آنجا که هر مدفوع والایش می‌یابد تا از بخار و بویِ متعفن‌ش چیزهایی ارزشمند تحصیل گردد. کم نیستند از این دست نویسندگان. کافی‌ست آنتونن آرتو را بیآد بیآوریم و چگونه به دیوانه‌خانه سپرده شدنش را، که چگونه از قامتِ یک تئاتریسن به قامتِ یک پرفورمنسیست لغزید، چگونه از قامتِ یک پرفورمنسیست به قامتِ شاعر درآمد و چگونه از قامتِ شاعر به قامتِ یک داستان‌نویس. یعنی هیچ سطح ثابتِ پایداری‌ای وجود ندارد. سوژه‌یِ شیزو در سطحی متوقف نمی‌شود و هر آن با شناختِ ممنوعیت، و آگاهی از خطوطِ گریز (خطوطِ پرواز)، از هنجار و ارزشِ موجود در وضعیتِ زیستی‌ش سرپیچی و از قلمروزایی‌هایِ سرمایه‌داری مداوماً قلمروزدایی می‌نماید. این سوژه بزعم باتای با زیستن در درونِ امکانِ محضِ ارائه شده در شانس، بخت، رخداد، حادثه، قمار و تاس‌ریزی به وضعیتِ برآمده آری می‌گوید و بدنِ تروماتیک و فراموش‌کارش را به دلِ وضعیت پرتاب می‌کند و به سطحی نو می‌لغزد. یا بزعم دولوز برایِ آن اراده‌ای (خواستی) که به خود همچون تقدیرِ جهان آری می‌گوید، پیش‌آمد (حادثه) همچون تاسی‌ست در نردبازی با خدایان، که به آسمان پرتاب می‌شود و تقدیر، ترکیبِ رقم‌هایی‌ست که تاس با فرود بر زمین، پیشِ رویِ آن خواست می‌نهد. در این لغزیدن‌هایِ سوژه‌یِ شیزو از سطحی به سطحی دیگر، هزیان‌گویی‌ها همچنان ادامه دارد اما روانکاوی همچنان نه سطوح را می‌بیند، نه لغزش‌ها را، و نه هزیان‌ها: روانکاوی فقط جنونِ سوژه‌یِ شیزو را می‌بیند و او را به دارالمجانین تبعید می‌کند. اینجاست که با کمی دستکاری در جمله‌یِ نیچه درباره‌یِ اخلاق تنها می‌توانم یک چیز درباره‌یِ روانکاوی بگویم: «فقط یک اصلِ روانکاونه داریم: به روانکاوی شلیک کنید!».

جان جیورنو را می‌توان در قامتِ پرفورمنسیستی با تعاریفِ بالا در نظر گرفت. کسی که در سال ۱۹۸۲ همراه با گلن برانکا اجرایی صوتی از شعرهایش را ضبط و منتشر کرد. اتفاقاً آنچه در کارِ او شنیده می‌شود نه شعر است نه صدا؛ نه واژه‌ها در راستایِ تولیدِ امری پوچ یعنی تولیدِ معنا قربانی می‌شوند و نه شاعر، اجراگر، خواننده تلاشی در راستایِ خوب شنیده شدنِ شعرش بجهتِ انتقالِ معنا انجام می‌دهد. در کارِ جیورنو ما با اضطراب، تخلخل، درهم‌گوریدگیِ مرزها، زمانِ برگسونی، تعویقِ کافکایی، و حرکتِ غیرخطی طرف هستیم. جیورنو خود می‌گوید از آلن گینزبرگ، اندی وارهول، ویلیام باروز، جان کیج، یاسپر جونز، رابرت موریس و بسیاری از رقصنده‌ها، خواننده‌ها، و اجراگرهایِ دیگر تاثیر گرفته است. جیورنو عمیقاً شاعری تجربه‌گراست، و هر تجربه‌یِ کاری برایِ او با مازادی همراه است که او از آثارِ قبلی‌ش با خود حمل می‌کند و بر اثرِ بعدی اضافه می‌نماید. و این تکرارِ فرآیندِ انتقالِ مازاد از اثرِ قبلی به اثرِ بعدی، اثرِ بعدی را از خود متفاوت می‌سازد؛ بدین‌سان شعرِ جیورنو از پذیرفتنِ هرگونه هویت سرباز می‌زند و متفاوت می‌گردد. سوژه‌یِ متفاوتی که برایِ متفاوت بودن‌ش به هستی‌سویه‌هایش نیازی ندارد. او متفاوت است چون متفاوت است. در چنین سوژه‌ای زبان نیز بزعم فوکو به نادلالت‌گری، سکوت، و بی‌شکلی درمی‌افتد. بواقع با خوانشی دولوزی نیز می‌توانیم بگوییم زبان در سوژه‌یِ شیزو از آنچه حتی باید بگوید نیز آزاد می‌شود. مجموعه‌یِ شیزوکالت بر آن است تا بتدریج چنین سوژه‌هایی را معرفی کند، و پایگاهی باشد برایِ اندیشمندانی که «تفاوت و تکرار» را بجایِ «همسانی و دیالکتیک» نشانده‌اند؛ آنجا که بزعمِ رمبو انسانِ آینده آکنده از زبانِ جدید و نیز آکنده از حتا حیوانات و امرِ بی‌شکل است. سعی بر این است که متونِ منتشر شده تحتِ عنوان «شیزوکالت» از متونی در غرب انتخاب شود که دست‌کم عنوانی چون «شیزوفرهنگ»، «شیزوآنالیز»، و «شیزوسیاست» را بدوش می‌کشند؛ متونی که بصورتِ مستمر زیرِ نظرِ سیلوستره لوترینگر در اروپا منتشر شده‌اند. ضمناً، دو فوتو شعر پس از این پیش‌گفتار و یک فوتوشعر پس از خودِ شعر در این کتاب گنجانده شده‌اند.
 
کتاب را از ضمیمه‌ی مطلب یا از این آدرس دانلود کنید.

درباره‌ی پیمان غلامی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *