قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / هرمان هسه | شب ها روی دریا

هرمان هسه | شب ها روی دریا


 

Starry_Night_Over_the_Rhone

 

شب ها که دریا گهواره ام می شود
و سوسوی ستاره های رنگ پریده
رویِ موج های عریض اش استراحت می کند
آن زمان خودم را از همه کارها و عشق ها رها می کنم
آرام می شوم و تنها نفس می کشم
دریایی تکانم می دهد
که سرد و ساکت در دل هزاران چراغ آسمان دراز کشیده

به دوستانم فکر می کنم
نگاهم را به نگاهشان می دوزم
بی صدا و تنها از تک تکشان می پرسم:
آیا هنوز دوستِ من هستید؟
آیا درد من، همچنان درد شماست؟ و مرگم، مرگِ شما؟
آیا از عشق و غم ام، لا اقل یک پژواک کوتاه احساس می کنید؟

دریا آرام نگاهم می کند
بی صدا لبخند می زند: نه
و هیچ سلام و هیچ پاسخی از جایی بر نمی آید

 

 

هرمان هسه
نقاشی: شبِ پرستاره بر فراز رودِ رون، ونسان ونگوگ

درباره‌ی بهنود فرازمند

۲ دیدگاه

  1. وقتی وارد این بیشه متنوع می شوم بیرون رفتن از دست حال عادی ام بیرون است تاااا خسته شوم و خاموش
    همیشه سروترین باشید برای برپا کردن این بیشه..
    درخواستم شعرهای گوته از کتاب نغمه های رومی و دیوان شرقی غربی است..جان و مقاومتان در پیشگاه خود..پر جلال و پر منزلت..

  2. هرمان هسه آدم را لا شعر هایش ذوب می کند. من خودم در دریا زندگی می کنم. در دریای عمان، خلیج فارس. همین اتفاق هرمان هسه برای من در روز اتفاق می افتد، با آفتاب.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *