فرناندو پسوا: گریزگاه

اثری از‫:‬ ,

در دقایق تیره تارم
هنگام‌که کسی در من نیست
همه مه است
همه دیوارهایی‌ست
که همه‌جا تنها میراث زندگی‌ست

یک‌دم اگر دیده بگشایم
از آن‌جا که در خود خفته‌‌ام
دورادورْ کرانه‌ای می‌بینم،
که طلوع
که غروب
در آن می‌گذرد..

باز زنده می‌شوم، هستم و می‌دانم
و حتا اگر آن بُرون
خودْ وهمی باشد
که در درون‌اش فراموش‌ می‌کنم
دیگر هیچ نمی‌خواهم هیچ نمی‌جویم
تنها قلب‌ام را
به او می‌سپارم.


 

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.