ترانه

اثری از‫:‬

 
و َهیچ یک سخنی نگفتند
 نه میهمان
 نه میزبان
 …
 نه گل های داوودی
 

برای باهار

269293_10200623667257938_608377333_n

بگو بسازم من

ترانه           شب می آید

شب از ترانه می آید

 

خواب ببینم

پشت میز نشسته ام با تو

با تو از من می گویم از تو

فاصله این نشستن

نمی گویم

می شنوم می گویم از تو

فاصله / این / نشستن

 

خمیده ام

به روی من       رو به روی تو من

می خزد شب از پیراهن م

رد شدن من از تو منطقی نیست

دیگر نمی بینم       نمی بینم ات

چیزی جا نیفتاده

سطر به سطر رعایت شده

فقط بُعدشان با من یکی

نیست که من تو باشم که تو تمام من که تو را خواب ببینم که می بینم ات از پهلو رو به روی من نشسته ای و من می خواهم ات همان طور که نشسته ای با مورب بودن همه ات

نگاه می کنم نگاه ام نکردن ات را

که نشسته ای این فاصله را

نمی گویی

خیال می کنم که می گویی

خیال می کنم اما     می شنوم اما

فاصله این گفتن      که       گفته یی          نمی گویم

 

 

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.