لوسیل کلیفتن: زنانی که می‌شناختی

اثری از‫:‬

همان لباس سیاه همیشه را می‌پوشیدند،

با لبهای بسته و کفل‌های سفت،

با موهایی به رنگ برنز،‌ آراسته و تام و تمام؛

این زنان در خواب من جمع می‌شدند

تا حرفهای همیشگی‌شان را بزنند،

حرفهایشان میخ می‌شد

به نام‌های خیابان‌هایی در فرانسه.

وقتی از آنها می‌پرسیدم اینجا در خواب من چه غلطی می‌کنند

سرهای مرمری‌شان را تکان می‌دادند

بلند می‌شدند و از خواب من بیرون می‌رفتند،

برمی‌گشتند به شهری که می‌داند

هر آنچه که می‌شود از سرمای بیرون دانست

آن‌وقت آرام می‌گرفتم

و به تو فکر می‌کردم

به خون سوزانت، به زبان رقصانت.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.