در پایان راه

اثری از‫:‬ ,

تقدیم می‌شود به: مؤدب میرعلایی و رُکسانا پهلوانی، با اندوه‌شان در غربت

وقتی‌که بچه بودم خیال می‌کردم
هر پروانه
که نجات می‌دهم
هر حلزون
هر تارتنک
هر مگس
هر گوش‌خزک وُ هر کرم خاکی
خواهد آمد و برایم اشک خواهد ریخت
‌آن‌وقت که خاک ‌می‌شوم

و آنان‌که یک بار نجات‌‌شان داده‌ام
هنوز اگر نمُرده باشند
همه خواهند رسید
برای مراسم تدفین‌ام

هنگام‌که عمری رفت
دریافتم بی‌هوده ا‌ست این
هیچ‌یک نمی‌آیند
بیش از همه
               من باید
                         زنده مانده باشم

حالا وقت پیری
می‌پرسم اگر من نجات‌شان دادم
درست لحظه‌ی آخر
ــ پس از همه ــ
دو‌ سه‌تایشان
                از راه
                        می‌رسند؟

 

2 total comments on this postنظر شما چیست؟
  1. kheyli dramatic

  2. درود . درود. درو. سه ترجمه خواندم تا آخر این همان بود که بابد میبود. درود جناب عندلیبی

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.