ترانه‌ی تنهایی

اثری از‫:‬ ,

تا مهیّا شوم
جلو خصم وُ حصارها
آموختم که قلبِ شوریده‌‌وارم را
ذرّه‌ ذرّه در پستو خواب کنم

دیرزمانی شد وُ
حالا از پیِ سال‌ها‌ از این خیال
قلب‌ام کشیده کنار
و من مُرده‌وارْ زمین را نگاه می‌کنم

چندان‌که تنها شدم
حصاری کشیدم دور تا دورِ خودم
از درون اما
تسخیر شدم:

تهی،‌ همه‌چیز تهی‌ست
دور، بی‌آفاق وُ دور
نه دشمنی
نه نردبانِ شبیخونی.
‌‌‌‌ 

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.