قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / غزل غزل‌ها

غزل غزل‌ها


ــ چه زیباست محبوب من
در جامه‌ی همه‌روزی خویش
با شانه‌ی کوچکی در موهایش!
هیچ کس آگاه نبود که او این چنین زیباست.

ای دخترانِ آوش‌ویتس
ای دخترانِ داخاو
شما محبوب زیبای مرا ندیده‌اید؟

ــ در سفری بس دراز بدو بر خوردیم،
نه جامه‌ئی بر تن داشت
نه شانه‌ئی در موی

ــ چه زیباست محبوب من
که چشم و چراغ مادرش بود
و برادر سراپا غرق بوسه‌اش می‌کرد!
هیچ کس آگاه نبود که او این چنین زیباست.

ای دخترانِ ماوت هاوزن
ای دخترانِ بلزن
شما محبوب زیبای مرا ندیده‌اید؟

ــ در میدانگاهی یخ‌زده بدو برخوردیم،
شماره‌یی بر بازوی سپیدش بود
و ستاره‌ی زردی در قلب‌اش.
‌‌‌‌
‌‌

درباره‌ی احمد شاملو

Avatar

۵۳ دیدگاه

  1. Avatar

    با سلامی گرم به دست اندر کاران ا ین خانه شعر زیبا و صمیمی
    مایلم با صادقانه ترین درود ها به خاطر زحمات شایان شما در این سایت ، به هر گونه که امکان داشته باشدو آن عزیزان بفرمایند چهار جلد کتاب اشعار خود را به نامهای ” تنها زمان زندگی ” سال انتشا ر۱۳۷۴ – “صدایی دیگر ” سال انتشار ۱۳۷۶ – ” فردا زنگ دیگریست ” سال انتشار ۱۳۷۹ – و ” پنجره ای به اندازه ی قرص ماه ” سال انتشار ۱۳۸۷ – را که در مجموع در برگیرنده ی بیش از هزارودویست ( ۱۳۰۰ ) قطعه شعر هستند و در این سالها به همت وکوشش انتشارات مروارید به دنیای هنر شعر امروز تقدیم داشته ام را به گونه ای مقتضی خدمتتان تقدیم و ارسال دارم . باشد که آن عزیزان تحفه ی ناقابل ما را پذیرا باشند . شاعرچه تحفه ای دارد فرا تر از شعر ها و عشقش ؟ !.
    با پاسخ خود بر من منت میگذارید و پیشاپیش از آن عزیزان متشکرم .
    با درود مجدد و سپاس
    حسین پیرتاج

    با درود مجدد و سپاس

  2. Avatar

    با درود فراوان
    ابتدا میخواهم از زحمات شما سپاسگذاری کنم
    و اینکه ما هم سهمی در این دریای بیکران ادبیات داریم
    هر چند ناچیز، اما اگر سری بزنید منت گذاشته اید
    خداوند یارتان

    • Avatar

      با درود و سپاس
      امیدوارم بار دیگر تشکر و قدر دانی اینجانب را از سایت گرانمایه و زیبای خانه ی شاعران جهان پذیرا باشید . مانایی تان را آرزومندم .

  3. Avatar

    ایوان کودکی چقدر به ماه نزدیک بود !
    کفش هایم را که بر می داشتم
    و آهسته آهسته بالا می رفتم
    ابرها پچ پچ می کردند :
    این کیست ؟
    نگاه کنید !
    دارد به عروس ماه نزدیک می شود .

    > حسین پیرتاج <
    از مجموعه شعر " پنجرهای به اندازه ی قرص ماه "
    ۱۳۹۳

  4. Avatar

    عطر گل یاس
    برای آزادی
    و آزادی
    برای عطر گل یاس .

    > حسین پیرتاج <

  5. Avatar

    گل افرا

    وقتی که می بینم
    گل افر هیچ لبخندی نمی زند
    و تن به زلال هیچ آب نمی دهد
    و نه در باران –
    – که باد شانه کند گیسویش
    غمگنانه به عاقبت گلها می اندیشم .

    > حسین پیرتاج <

  6. Avatar

    طاووس زشت پای من ای امید !
    چرا در این کوچه
    این سر به زیران مایوس
    فقط پای تو را می دیدند ؟

  7. Avatar

    دوست میداشتم
    و از همین راه بود که
    ژرفای زلال آب
    عطر جان گل
    و قلب مهربان کاکتوس ها را
    کشف می کردم .

  8. Avatar

    در زمین بازی شب
    باز هم ستاره پیروز میدان است
    اگرچه کردار نیک و پندارنیک را
    چون گفتار نیک
    به زمین راه نداده باشند .

  9. Avatar

    اگر قرار باشد
    کبوتر حذف گردد
    آسمان بی پرنده
    هرچند هم که بالم آهنین باشد
    به چه درد می خورد ؟

  10. Avatar

    اگر قرار باشد
    کبوتر حذف گردد
    آسمان بی پرنده
    هرچند هم که بالم آهنین باشد
    به چه درد می خورد ؟

    ****

    جنس عاطفه ها ابریست
    اما کسی نمی داند
    در این مزارع تشنه
    کی عدالت و عشق خواهد بارید ؟

  11. Avatar

    آرمانشهر

    من به دنبال آرمانشهر نبودم
    دروازه ها و برج و بارویش
    سخت بسته بود
    و گزمه های عدم در آن پاس می دادند ،
    من اما اینگونه می فهمیدم :
    که آرمانشهر یعنی :
    دیگرانی هم هستند که حق دارند
    و به این هستی و این قانون زمین
    باید احترام بگذارم .

  12. Avatar

    گل ناز

    دستهایت را از صورتت بردار
    گل ناز !
    اشگهایت را که بر گونه می چکند
    بگذار همه ببینند ،
    عشق و دوست داشتن گناه نیست
    سعادت است .

  13. Avatar

    ۱- با آرزوی آفتاب

    ستاره ای دنباله دار
    یا شهاب سنگی ،
    آمدیم-
    – و در این تاریکی
    خطی کشیدیم
    رفتیم .

    ۲- عروس

    ای کاش در انتهای زمین
    عروس بکر آفتاب
    کلبه ای داشت !
    و تو بعد از سالها گذر از تاریکی
    می رسیدی به تمام روشنایی ها .

    ۳- باز گشت

    باز خواهم گشت
    با دستی پر ازطراوت گل سیب
    و باتو خواهم گفت :
    نازنین !
    گلدانی که برای تو نشاء کرده بودم
    گل داده است .

    > حسین پیرتاج <

  14. Avatar

    من هرگز نخواستم
    لقمه هایی چرب
    وقتی که می دیدم
    نان تو هروز از قاتق
    خالی و خالی تر می شد .

  15. Avatar

    ترانه ی کوچک

    در آستان کویر و کوه
    در گذرگاه سنگ
    ترانه ی کوچک جویبارم
    که نوازشگر و آرام
    دم می زنم
    از دریا .

  16. Avatar

    عاشقانه ها

    در حجله ی آسمان و دشت
    یله ابری در خاک
    بگذار درخت سیبی هدیه کند
    آهو بره ای زاده شود
    انگور خوشه کند
    بگذار به لطف روشن ماه
    من امشب از عاشقانه ها
    شعری بنویسم
    قبل از آنکه آدم ها
    به دستور رایانه
    کور کورانه
    میان من و ماه
    پرده ای سیاه
    هایل اندازند .

  17. Avatar

    ماشین روزگار
    دلم را شخم می زد و می رفت
    من اما از امید و عشق بذرمی پاشیدم ،
    مگرنه اینکه این مزرعه گل داده ست امروز
    و فردا میوه خواهد داد !

  18. Avatar

    خودروها به زبانی بیگانه
    شیهه می کشیدند و می رفتند
    او با زبان بومی خویش
    به اسب ها می اندیشید
    که به شقیقه های نحیفشان شلیک می شد .
    > حسین پیرتاج <

  19. Avatar

    زخمهای قلب اوزن ( ozone)

    زخمهای قلب اوزن
    هشدار دیگریست !
    به ما مردمان زمین
    —–
    به راستی
    ا ی نازنین !
    کدام ( آمبولانس )
    آسمان مجروحمان را
    در خود جای خواهد داد ؟
    کدام بیمارستان
    دارای تخت بستری کردن هواست ؟
    و بخش مداوای آب ها کجاست ؟
    > حسین پیرتاج <

  20. Avatar

    فتاب لب بام

    به راستی !

    چرا در قلب ها

    آفتاب شفقت و مهربانی ها

    نشسته بر لب بام ؟

    > حسین پیرتاج <

  21. Avatar

    به نور و هوایی بیندیشم
    آی معمار !
    که در این طرح بتوانم نفسی بکشم
    آسمان آبی ام را
    دود و پرده و دیوار
    دزدیده .
    < حسین پیرتاج <
    #شعر ایران # شعرکوتاه ایران
    poem and architect#
    http://www.hoseinpirtaj.com

  22. Avatar

    با آب ها چه کردند

    مرجان کوچک دریا یی ام
    سلام !
    آیا آلودگی های آدم وماشین ها
    حریم تو را نیز شکسته اند
    وارونگی د نیا
    تو را نیز آیا تهدید می کند ؟
    نکند وقتی که می گویی :
    آهای با آب ها چه می کنید ؟
    می گویند تو نیز مخالف ماشینی ،
    و زلال جشمه هایت را که می آلودند
    نکند وقتی که اعتراض می کنی
    می گویند تو پست مدرن نیستی .
    > حسین پیرتاج <

  23. Avatar

    آفتاب غریبه ای تنهاست
    و ابرها بی اطراقی می تاختند
    پیراهن شعرهایم را کجا پهن کنم ؟
    آبی چیست ؟
    بندر شهر با این همه کشتی
    ساحل عافیتی خواهد داشت یا نه ؟
    به سمت هیاهوی کوچه می روم
    می بینم آنجا
    حراج اسب اتفاق افتاده است .

    # شعر و معماری

  24. Avatar

    چراغ عشق
    —–
    چراغ تو هرگز خاموش نخواهد شد
    آی عشق
    تو از جنس آبی ی آفتابی .

  25. Avatar

    بسیار شنیده ام
    که باد و برگ ترانه می خوانند
    بسیار شنیده ام غرش ابر
    ریزش آب
    کوبش باد
    آواز شادمان پرنده ای بر درخت
    و صدای بال گشودن پروانه ،
    صدای تو دیرگاهیست
    که دیگر نیست
    گم شده در غلغله و دود وچرخ
    تو دیگر آیا از طبیعت نیستی ؟
    صدایت هیچ پاسخی ندارد ؟
    در این سکوت
    در این غبار سربی شهر
    بگذار آینه را پاک کنم
    و ترانه ای بخوان !
    < حسین پیرتاج <
    از مجموعه ی « تنها زمان زندگی » – انتشارات مروارید –
    تهران -۱۳۷۴

  26. Avatar

    پرنده ام هر روز صبح
    تولدش را جشن می گیرد
    با شمع سلام و
    کیک لبخندی .
    > حسین پیرتاج <
    از مجموعه شعر

  27. Avatar

    پای بندی به عشق

    تو آزادی !
    و درپای بندی به عشق
    سربلندی و آزاد تر
    تو در مسیرعشق
    می رسی به نعمت شکوفایی
    و تو در مسیر عشق خواهی دید
    که در پس هر شب تاریک
    هست فردایی .

  28. Avatar

    پای بندی به عشق

    تو آزادی !
    و درپای بندی به عشق
    سربلندی و آزاد تر
    تو در مسیرعشق
    می رسی به نعمت شکوفایی
    تو در مسیر عشق خواهی دید
    که در پس هر شب تاریک
    هست فردایی .

  29. Avatar

    به زندگی با عشق بنگرم
    وگرنه
    مدنیت خالی ست !

    > حسین پیرتاج <

  30. Avatar

    آموختن

    و من این چنین آموختم :
    که هیچ قطره و دریایی لبریز نکند
    کاسه ی صبرم را ،
    و آموختم که جهان
    از جنس اقیانوس ها ست
    و من با عشق
    ظرف بی نهایت حجمم .

  31. Avatar

    سلام !
    من مسافرم
    و بارم چمدانی ست پر از ارمغان شعر
    و بلیطی می خواهم
    به مقصد دیار قلب ها .
    > حسین پیرتاج <

  32. Avatar

    نسخه

    و …. در آنجا هر روز
    درختان بیشتری سر به نیست شدند
    بی آنکه هیچ برگ کاغذی
    نسخه ای شود
    کار ساز
    بر آن همه پلیدی و زشتی .
    > حسین پیرتاج <

  33. Avatar

    شاخ و برگ و شکوفه می خواهم
    ای درخت من !
    دنیای ماشینی
    چه بی بار و برت می خواست !
    > حسین پیرتاج <

  34. Avatar

    من زیباست ،
    ما زیباتر ،
    و زیباتر از ما
    ماى مهربان .
    > حسین پیرتاج <

  35. Avatar

    من زیباست ،
    ما زیباتر ،
    و زیباتر از ما
    ماى مهربان .
    > حسین پیرتاج <

  36. Avatar

    همیشه فرصت رسیدن هست
    گیلاس ها تک تک و جفت جفت
    بند کفشهایشان را مى بندند .
    > حسین پیرتاج <

  37. Avatar

    ملوان های شعر

    بادبانها را بکشید
    آها ی ملوان های شعرم !
    باید یه ساحل خرد و عشق نزدیک شویم
    در آن افق ها ی روشن و تاریک
    برج و باروی شهری انسانی پیداست .

  38. Avatar

    ای دل عاشق باش
    که نجات بخش باشى
    دست کم. نجات بخش حویش .
    > حسین پیرتاج <

  39. Avatar

    ای دل عاشق باش
    که نجات بخش باشى
    دست کم. نجات بخش خویش .
    > حسین پیرتاج <

  40. Avatar

    اى دل عاشق باش
    که نجاتبخش باشى
    دست کم نجات بخش خویش .
    > حسین پیرتاج <

  41. Avatar

    نگاه کن
    نگاه کن
    زیبایی تو را تصویر کرده ام
    آی زندگی !
    و آرزوهایم را
    زیر نام تو
    تا تو را دوست بدارم
    و مرگ را پشت دیوارهای سنگی بلند
    فعلا در انتظار گذاشته ام
    شاید تا ابد .
    > حسین پیرتاج <

  42. Avatar

    گیسوان سپید

    ***

    بیل ( لودری) دیدم

    کوچه های آشتی را بار میکرد

    **

    بزرگراهی دیدم

    زده بود به مزرعه ی سیب

    میوه خاطره ها را می خورد

    **

    باغی دیدم

    که پای درخت ها ش

    اسید ونفت ریخته بودند .

    **

    و در آدینه شبی

    به گورستان شهر

    مهتا ب را دیدم

    برسر گور فرزند زار میگر یست

    و امواج ماهواره ها می تابید

    بر گیسوان سپید ش .

    > حسین پیرتاج <

  43. Avatar

    و …. در تو ای شهر
    مانده از طبیعتم
    بوستانی دست ساز
    و
    دیگر هیچ .

  44. Avatar

    ای دریغ و درد
    اگر که زندگی فقط همین باشد
    در و پنجره و دیوار
    کوچه و خیایان و شهر
    و این صف طولانی عادت .
    > حسین پیرتاج <

  45. Avatar

    گنجشک ها
    گنجشک ها
    طفلکی گنجشگ ها
    ما در این شهر
    حتی
    خرده ریزه های سفره هامان را
    برایشان نریختیم
    تا چه رسد به اینکه بیندیشیم
    به سفره های خالی آدم ها .
    #حسین_پیرتاج

  46. Avatar

    رنگ آبی کجاست ؟
    گلی گلرنگ کو ؟
    رنگ صلح و دوستی چرا پیدا نیست ؟
    از کجاست که رنگ تاریکی –
    خط می کشد مدام
    تا حذ ف کند
    تمام رنگ ها را .
    #حسین_پیرتاج

  47. Avatar

    یک جزیره ی شعر
    سبز و خرم و آفتابی
    و تا چشم کارمی کند دریا
    پهلو بگیر و بیا !
    دل آرامم !
    لای در باز است
    و
    من عاشقانه و بکر
    درانتظار تو.
    #حسین_پیرتاج

  48. Avatar

    فرما نروا

    * * *

    فرمانروای سرزمین وسعت خویشم
    من هرگز جنگ را نطلبید م
    کشور گشایی من
    در جبهه ی اندیشه و روحم بود
    در آنجا یی که عقل و عشق
    با هم و دوشا دوش
    راه می بردند به فتح نا ممکن ها .
    > حسین پیرتاج <

  49. Avatar

    قبل از آنکه ربات ها

    خط مقدم را بشکنند

    باید عازم جبهه ی انسان باشیم .

    ” حسین پیرتاج “

  50. Avatar

    محبوبم !

    دوستت دارم !

    و این پیام

    نوعی یاد آوریست

    وگر نه عشق در من

    همیشه هوشیار است و و بیدار .

    > حسین پیرتاج <

  51. Avatar

    پهلو به پهلو
    کیپ یکدیگر
    در شهر
    ترافیک تنهایی ست .
    #حسین_پیرتاج

  52. Avatar

    سر به سنگ غمها مکوب ای دوست !

    اینگونه سنگها

    لایق پتک اند .

    >حسین پیرتاج <

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.