قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / کتاب

کتاب


کتاب
درختی که دیگر درخت نیست
معلوم نیست کدام کلمات را به مهر
لابلای برگ‌هایش جا داده:
شعله، زهر، سم.

باران می‌بارد. راه ناپیداست.

در تن اشیاء و مردگان
دلی باقی‌ست
که به پچپچه
نادانستگی ما را حکایت می‌کند.

مه
مثل لفافی پشمین
روح خبیثمان را می‌پوشاند.

موریانه‌ها در پوکی چوب می‌لولند
دست کم می‌دانیم
چطور در حدود زبان توصیفشان کنیم

قدری جوهر
آغشته به کاغذی
که زمانی تخته بود و خاک‌اره
بریده از درختی
که دیگر نمی‌شود به آن استناد کرد.

 

درباره‌ی نفیسه نواب‌پور

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.