قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / تنها ترس می‌ماند

تنها ترس می‌ماند


می‌خواهم
که بگریم
اشک‌هایت را
برای تو
اما چشم‌ تو
خشکیده است:
شن‌زار و نمک،
آنقدر که اشک‌هایم
برهوتی از تو ساخته است.

از من چه مانده است:
خشم‌ام
که خاموش‌اش کرده‌ام
کینه‌ام
که دیگر نمی‌شناسم‌اش
حتا اگر در خیابان ببینم‌اش
و اُمّیدم
که بازش نمی‌نهم

اما
همه از دست می‌روند
آرام‌تر از عمری
که لمس‌ات کرده‌ام.

و تنها ترس
               با من می‌ماند.
‌‌

درباره‌ی آزاد عندلیبی

آزاد عندلیبی

آزاد عندلیبی شاعر، مترجم و ویراستار ایرانی در دورود به دنیا آمد و اکنون در شهر تهران زندگی می‌کند. در رشته‌ی مهندسی عمران تحصیل کرد و سپس از تحصیل در رشته‌ی بازسازی ابنیه‌ی تاریخی کناره گرفت. در سال‌های گذشته سردبیری دو هفته‌نامه و مدیریت هنری یک نشر ایرانی را بر عهده داشت و با برخی مجلات ادبی نیز همکاری می‌کرد. وی ظرف سال‌های اخیر در زمینه‌ی ترجمه‌ی رمان، داستان و شعر به‌عنوان ویراستار با تعدادی از ناشران و مترجمان ایرانی همکاری می‌کند و توأمان دبیر مجموعه شعر جهان «نشر نو» است. تا کنون از چاپ شعرهایش امتناع کرده و به انتشار آزادانه و الکترونیک ترجمه‌های شعر پرداخته است. وی عضو هیئت تحریریه و مدیر تشکیلات وب‌سایت رسمی احمد شاملوست. از او ترجمه‌هایی از شاعرانی مانند اریش فرید، مایا آنجلو، جورج سفریس، اودیسئوس الیتیس، میلتوس ساختوریس و ترانه‌های ادبیات ملل [لری، لکی، بختیاری] و … منتشر شده است. وی در حال حاضر مشغول انجام دو پروژه‌ی شعری و پژوهشی در حوزه‌ی ترجمه‌ی ادبی‌ست.

یک دیدگاه

  1. و تنها ترس
    با من می‌ماند…
    ممونم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *