هبوط

اثری از‫:‬ ,

طلا می‌ریزد از شاخه‌های روشن گندم.
جا به جا، شقایق‌های سرخ
و در کشتزار
دختر جوانی‌ست
با مژه‌هایش به بلندی خارهای خوشه‌ها.
بافه‌های آبی آسمان را
در چشمانش درو می‌کند
و آواز می‌خواند.
در پناه شقایق‌ها دراز کشیده
بی آرزو، بی غم، بی افسوس
بی حرکت، خاک رُسم.
دختر آواز می‌خواند
و من گوش می‌دهم.
روحم از لب‌هایش می‌دمد.

 

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.