عاشقانه‌ی کوچک

که آرزوی تو ‌کرد؟
وقتی آرزوی تو داشتم من

که نازت کرد؟
وقتی دستِ من نوازش‌ات می‌کرد

چه مانده از جوانی‌
این من‌ام یا اوست؟

سرآغاز پیرانه‌سری‌
این من‌ام یا اوست؟

این شجاعت‌ام از برای زندگی‌ست
یا هراس‌ام از مرگ؟

و چرا باید آرزوی ژرفِ من
بیهُده باشد برای تو؟

و تجربه‌ام در چه کار است؟
می‌بخشد تو را که تنها ویران‌ام کرده‌یی

شعرهایم از چه‌رو می‌بخشد تو را
در آنچه که تنها گفته‌ام؟

بخشیدن یا ماندن؟
چه سخت سزاوارش می‌شود

هنوز خورشید می‌درخشد در باغ
پیش از باران در باد

آن‌جا که بوی سبزه‌های رو‌ به‌مرگ پراگنده است وُ
بوی برگچه‌های تلخ

تو را نگاه می‌کنم
و انگشتان‌ام تو را لمس می‌کند.
‌‌

یک یادداشت در مورد این نوشتهنظر شما چیست؟
  1. همه ی کسانی که به تو بد کردن رو ببخش تا توی زندگیشون ارامش بگیرن ،یه کارای یه بدی هایی رو باید به حساب بچگی و سن کم گذاشت گرچه زمان همه چیزو بهشون ثابت میکنه اما ببخش و فراموششون کن تا آرامش به زندگیشون برگرده حتی اگه خائن بودن الان که عقلشون سنشون بیشتر شده میفهمن همه کسایی که تازه الان به سن تو رسیدن رو ببخش و برایشون ارزوی خوشبختی کن ..چون اونا نگاه سنگین تورو رو زندگیشون حس میکنن حالا که آدم بزرگ شدن ..

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.