خانه | شعرها | فراری از خدمت

فراری از خدمت




 

به شما نامه می‌نویسم آقای رئیس جمهور

نامه‌ای که شاید آن را بخوانید، اگر فرصت کنید

به‌تازگی به خدمت احضار شده‌ام

و پیش از چهارشنبه شب

به جنگ اعزام می‌شوم

آقای رئیس جمهور

من نمی‌خواهم به این جنگ بروم

من به دنیا نیامده‌ام

تا آدم‌های بیچاره را بکشم

نمی‌خواهم خشمگین‌تان کنم

اما لازم است که بگویم

تصمیمِ خود را گرفته‌ام

من از خدمت خواهم گریخت

از همان روزی که به دنیا آمده‌ام

مرگ پدرم را دیده‌ام

رفتنِ‌ برادرانم و گریه‌ی فرزندانم را

مادرم آنقدر رنج کشید تا مُرد

و اکنون در گورش بمب‌ها را به سُخره می‌گیرد

و شعرها را نیز

هنگامی که در زندان بودم

زنم را از من ربودند

روحم را از من ربودند

و تمامِ‌ گذشته‌ی ارزشمندم را

فردا صبحِ‌ زود

درِ خانه‌ام را

به روی سال‌های رفته

 خواهم بست

و به راه خواهم افتاد

تکدی خواهم کرد در جاده‌های فرانسه

از برُتانیْ تا پرُوانس

و به مردم خواهم گفت

که سر باز زنید از پیروی

دست بردارید از اطاعت

به جنگ نروید

آقای رئیس جمهور

اگر باید خون داد

خودتان خون بدهید

شما که حوارّیِ خوبی هستید.

اگرمی‌خواهید تعقیبم کنید

به ژاندارم‌هایتان بگویید

که من بی‌سلاحم

و آن‌ها می‌توانند

به من شلیک کنند

 





درباره‌ی سارا سمیعی

Avatar

۲ دیدگاه

  1. Avatar

    فردا صبحِ‌ زود

    درِ خانه‌ام را

    به روی سال‌های رفته

    خواهم بست

    و به راه خواهم افتاد

    تکدی خواهم کرد در جاده‌های فرانسه

    از برُتانیْ تا پرُوانس………چه انتخابی…مرسی زیبا بود

  2. Avatar

    چقدراحساسی زیبادراین واژه هانهفته است
    صلح رانسیم این دستان نوشته اند
    ومن وتودیدبان صلح خواه این نسیم می شویم
    ودرردپروازمرغان دریایی شگفتی رویاهایمان راواضح خواهیم یافت
    ودرلابلای تن گندمزار عیش هزاربلدرچین درجستجوی زیستن است
    وتومی خوانی متن خوابهای یک سربازرا
    که واقعیت جنگ راازسرراه خویش بازپس میزند
    درکنارهوای مه آلودجاده هایی که قهر را به توتعارف می کنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.