قالب وردپرس درنا توس

ما


ما

 

پیچیده شده بودم

لای مخمل سیاه و مخمل سفید

تو بازم کردی

و در نور طلایی رنگ

بر سرم تاج گذاشتی

بیرون

مورب و شدید 

برف می بارید

دانه های ده اینچی برف

مثل ستاره

در تکه های کوچک کلسیم

فرو می ریخت

ما در بدن های شخصی مان بودیم

(همان اتاقی که ما را سوزاند)

تو در بدن من بودی

(همان اتاقی که بیشتر از ما دوام آورد)

انگشت هایت با حوله خشک کردم

 

چرا که برده ات بودم

بعد پرنسسم نامیدی

پرنسس!

در پوست طلایی ام ایستادم

اوراد مذهبی را ضرب گرفتم

لباس ها را پس زدم

افسار را پاره کردی

عنان را گسیختی

دکمه ها را گشودم

استخوان ها را شکافتم

سرآسیمگی ها ،

کارت پستال های نیو انگلند

و ده ِ شب های ژانویه را .

 وبعد مثل گندم

شکفتیم

جریب به جریب

وبعد درو کردیم

درو.

 

برگردان: طیبه شنبه زاده

درباره‌ی طیبه شنبه‌زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *