پیشاهنگ به سمت آتش قدم برداشته

اثری از‫:‬ ,

پیشاهنگ به سمت آتش قدم برداشته

 

دهنم

مثل یک گربه شکفته می شود

تمام سال ها در اشتباه بودم

شب های کسالت بار چیزی نبود

جز مالش آرنج ها به هم

و جعبه های شیک دستمال کلینکس

که می گفت :

هی تو احمق !

تو اشکت دم مشکته !

 

جسمی که بی استفاده بود

از چهار گوشه از هم دریده حالا

از هم دریده لباس های کهنه ی «مری»را ،

درز به درز

حالا تمام قوایش را به کار گرفته

زینگ ! رستاخیز شده !

پیش ترقایقی بودم چوبی ،

رنگ ورورفته

بی هیچ کارو باری ،

بی هیچ شورآبی به زیرش

چیزی نبودم

مگراجتماعی از تخته پاره ها

اما تو او را برافراشتی ،

آراسته و مجهزش کردی

تا که برگزیده شد

عصب هایم روشن شده اند

آن ها را مثل آلت های موسیقی

می شنوم

از همان جا که پیش تر

سکوت طبل ها بود

رشته ها بیچاره وار می نوازند.

تو این کارها را کردی

نابغه دست به کار شده

عزیزم !

پیشاهنگ به سمت آتش قدم برداشته .                            

 

برگردان : طیبه شنبه زاده               

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.