قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / صدا

صدا


بچه‌ها دست هم را گرفته بودند
فقط بزرگترینشان حرف می‌زد
به نام همه توضیح می‌داد
و شال‌های سبز
بر افق تاب می‌خوردد
زن باغبان
جوراب‌های سیاه بلندش را درمی‌آورد
شب بود زمین بود
با پرچین‌های خاردار
با شاخه‌های مرده
با گل.

 

درباره‌ی نفیسه نواب‌پور

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.