قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / بال‌زن بهار

بال‌زن بهار


قیچی تیزی دارم
رو آسمون می‌ذارم
از این ور و از اون ور
می‌بُرم و میارم

کنار هم می‌چینم
یه آشیون می‌سازم
پرستوی قشنگی
تو آشیون می‌ذارم
پرستوی گرسنه
براش غذا میارم

یه روزی بود همینجا
من اومدم به دنیا
نمی دونستم هیچی
از دنیا و از اسما

یه روز بهت می گفتم
این خط زن و بال زنه
یه روز دیگه می گفتم
این چرا جیغ می زنه
اما حالا می دونم
پرستوی قشنگم
تو یک پرنده هستی
من اسمتو دوست دارم

 

درباره‌ی نفیسه نواب‌پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *