پنجاه و چهارم: شهید اول

اثری از‫:‬ ,

62435_10152367762601996_2079680471_n

به جای اجازه دادن به او

برای شهادت در دادگاه

به منظور آوردن دلایلی

در این باره که چرا

از فروشگاه های اختصاصی دزدی کرد

و بعد کارت پستال هایی فرستاد

برای پلیس

که بیاید و دستگیرش کند

– اگر می توانند –

آنها چپاندندش

در یک دیوانه خانه

به خاطر جنون تبه کارانه

بدون محاکمه

 

با محروم کردن او

از داروهای پیشگیری

از دیوانه گی

او نزدیک شد

به لبه ی

سرخورده گی

و بی کله گی

 

بی امکان مسامحه ای، بالاخره آنها

باید او را آزاد می کردند

موسسه

بیش از ظرفیت شلوغ بود

آنها گذاشتند که برود

تحت قیمومیت

یک قوم و خویش به شرط

آن که او بیرون بماند

از ایالت

 

آنها “درمانش کردند” به طور

کامل

اما تشکیلاتی

که او بر علیه آن جنگید

باقی می ماند

و وصیت نامه ی پر از جوانی او

نشانگر

دورانی رمانتیک

از یک انقلاب

که او به خوبی اجرایش کرد

هنوز خوب است

 

بگذارید او

سوت کارخانه ای باشد

که همین طور هوار می کشد

!حس، حس، حس

تا وقتی که

ذهنی هست که یاد آورد

و صدایی که

ادامه اش دهد

 

هرگز تسلیم نشو

!ادامه بده

اجتناب ناپذیر، ترسناک

برای این دادگاه های

خریداری شده که او فکر کرد

به آنها اعتماد کند اما آنها

به او خیانت کردند

 

یک یادداشت در مورد این نوشتهنظر شما چیست؟
  1. مرسی

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.