قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شایعه

شایعه


فریادی، نگاهی، حرکتی.
شایعه‌ای غریب در کوچه‌ها می‌پیچد
سرخی، شب را می‌درد
درخششی آتش‌زا
وزش بادی گزنده.

گرگ و میشِ آسمان هم را می‌درند
از پایگاه‌ها فرمان عقب‌نشینی می‌آید.
صلایی، پرسشی، پژواکی.
دیوار سپرها و کلاه‌خودها فرو می‌ریزد
انفجار ستاره‌ها
رگبارهای پراکنده
سنگفرش کوچه‌ها خرد می‌شوند
درها باز می‌مانند
معابد فرو می‌ریزند
ستون‌ها متلاشی می‌شوند
خشم‌ها بغض می‌شوند
آوازها خاموشی می‌گیرند.
پس کی به آن دروازه می‌رسیم
که بر آن نوشته باشند: پایان.

 

درباره‌ی نفیسه نواب‌پور

Avatar

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.