قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / دم بزن

دم بزن


بندی‌ست
سنگفرشی‌ست
نقبی‌ست
تا هوای آزاد

بگذار خنده بتازد
ببارد
تقدیس شود

سرما در مغز استخوان‌ها
برررررر
آه..
دم بزن، دم بزن
که آتش جان بگیرد
با خیال پنگوئن‌ها و گلریزه‌ها.

چه سروری‌ست
به بزم پیانوها رقصیدن
جست وخیز کردن
چه شادی ژرفی‌ست
که تا هر وقت فرصت هست
لب‌های هم را ببوسیم، من و تو
تا هر وقت که هنوز چیزی از زمین باقی‌ست.

آه، خدایا
چقدر این زمین زیباست!

 

درباره‌ی نفیسه نواب‌پور

Avatar

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.