پنجاه و سوم: عروس سیاه پوست

اثری از‫:‬ ,

 

 download

افتاده بود بر بالشی خونی

گردن طلایی زنی سفید پوست

بیداد می کرد خورشید در موهایش،

زبان می کشید بر ران های بلند و روشنش ،

و زانو می زد پیش پستان های قهوه ای رنگش ،

که هنوز رنگ بارداری و زایمان بر خود ندیده بود.

کنارش مرد سیاه پوستی افتاده بود

چشمان و پیشانی اش له شده در زیر سم اسبان

دو انگشت کثیف پای چپ اش

فرو رفته به گوش سفید و کوچک زن 

زن اما آنجا چون عروسی خوابیده بود

بر درگاه نشاط اولین عشقش

که مانند بسیاری از معراج ها

آلوده بود به خون گرم و جوان.

تا اینکه چاقو را به گلوی سفیدش فرو کردند

و حفاظی ارغوانی از خون مرده

به دور کفل هایش کشیده شد.

یک یادداشت در مورد این نوشتهنظر شما چیست؟
  1. چه تصویری !

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.