قالب وردپرس درنا توس
خانه / کتاب‌های صوتی (صفحه 2)

کتاب‌های صوتی

چاقویی همه تیغه | ژوآئو کابرال د ملو نتو

  درست مثل گلوله‌ای مدفون در تن که یک سوی مرد مرده را به زمین می‌فشارد. درست مثل گلوله‌ای از سنگین‌ترین سرب در ماهیچه‌ی مردی که یک‌طرفش را سنگین‌تر‌ می‌‌کند. چنان گلوله‌ای با خصال خویش گلوله‌ای که دلی زنده دارد دلی چنان ساعتی غرقه‌ی‌ اعماق تن ساعتی زنده و یاغی ساعتی با لبه‌ی تیز چاقویی و بدکیشی شمشیری آبی‌فام. درست مثل چاقویی بی قوطی و بی غلاف که به بخشی از کالبدت مبدل می‌شود. چاقویی محرم، چاقویی برای مصارف داخلی …

ادامه‌ی مطلب

خوان خلمن | کتابِ زیرین

خوان خلمن، شاعر بزرگ آمریکای لاتین، این دفتر را بین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵ در فرانسه نوشت. کودتای نظامی آرژانتین او را به تبعید فرستاد و چند سالی، جغرافیای تبعیدش در فرانسه بود. خوان، از نسل یهودیان اکراین است اما این دفتر را به زبان سپاردی، یعنی زبان یهودیان اسپانیا نوشت. زبانی که زبانِ مادری‌اش نیست. آن‌را آموخت، تا با زبان تبعید شعر بنویسد. یهودیان اسپانیا، در اواخر قرن پانزدهم میلادی مجبور شدند، یا تغییر مذهب دهند یا به تبعید …

ادامه‌ی مطلب

والت ویتمن: پادکست

فضا و زمان! حالا می‌بینم که حقیقت دارد آن‌چه گمان می‌بردم آن‌چه گمان می‌بردم وقتی بر چمن پرسه می‌زدم آن‌چه گمان می‌بردم وقتی تنها در بسترم آرمیده بودم و باز، وقتی کنار ساحل زیر ستاره‌های پریده‌رنگِ سپیده‌دمان قدم می‌زدم. بندها و لنگرها ترک‌ام می‌گویند آرنجهایم بر دهانه‌های دریا تکیه می‌دهند گرد رشته‌کوه‌ها می‌گردم کف دستانم قاره‌ها را می‌پوشاند بر دوپایم با شهودم در حرکتم‌. کنار خانه‌های چارگوش شهر در کلبه‌های چوبی، اردوزده با چوب‌برها، کنار خطوط شاه‌راه‌ها، در امتداد آ‌ب‌گذر …

ادامه‌ی مطلب

ستون بلا: منظومه‌ای از یاروسلاو سیفرت

      به چهار جانب خاک رو می‌کنند: چهار رسول رهیده‌ی جنگاور. و چهار جانب خاک پشت چهار قفل سنگین مقفول است. پای جاده‌ی آفتابی سایه‌ی باستانی ستون آونگ می‌شود از ساعت بند به ساعت رقص. از ساعت گل سرخ به ساعت پنجه‌‌ی اژدها. از موقع لبخند به موقع خشم. از موعد امید تا موعد هرگز که تنها چند گامی‌ست تا ساعت نومیدی: تا آستانه‌‌ی مرگ.‌ چون حرکت انگشت‌ها بر سنباده زندگی‌هامان می‌دود به روزها و هفته‌ها و سال‌ها …

ادامه‌ی مطلب

کلارا خانس| کتابِ شب پلنگ

قصه‌ی مینا و پلنگ. حکایت دختری‌است به نام مینا که دلداده‌ی پلنگ می‌شود و پلنگ هم در تب عشق‌اش می‌سوزد، با پایانی از گلوله و گریز . روزی حسب اتفاق از آن قصه با کلارا خانس سخن می‌گفتم، از من خواست که ترانه‌ی مینا و پلنگ را با ترجمه روی نوار بخوانم و چنین کردم. چند ماه بعد شعری به دستم رسید که نام شب پلنگ را بر پیشانی خود داشت. مینا و پلنگ، قصه‌ی عشق یک انسان و یک …

ادامه‌ی مطلب