شعرها

قطعه | فلیکس سوآرز

ایوان متروک را باد فرا می‌گیرد.

پوست را می‌شکافد
خش‌خشِ …

حیرت‌زده از شادی | ویلیام وردزورث

حیرت‌زده از شادی، بی‌صبر مثلِ باد
بازگشتم تا سرخوشی‌ام را …

مترجم | کِوِن پروفر

 

«شعر در ترجمه
به جسد مرده‌ی بیگانه‌ای می‌ماند
که …

باز خواهم گشت | کلود مک‌کی

دگربار باز خواهم گشت؛
به خاطر لبخند و عشق بازخواهم …

اگر آدمی می‌توانست… | لوییس سرنودا

اگر آدمی را یارای آن بود که بگوید چه مایه …

جنایت در غرناطه رخ داد

برای: فدریکو گارسیا لورکا
۱   جنایت

او را دیدند
قدم‌زنان …

اعتماد | اینتیظار حساین

بر ما چنان رفت
که دیگر به انگشتانمان هم اعتمادمان …

تنهایی ۲ | کریستینا لوگن

تنهایی

نه شباهتی به آرام شبِی  دلچسب در خانه دارد…

تنهایی ۱ | کریستینا لوگن

زمزمه های عجیب و دستهای عجیب

در تنهایی زندگی میکنند…

ماه‌های سرد ۸ | ماگنوس سیگوروسون

حالا شعرها
یکی پس از دیگری
می‌رسند انگار.

و این …

ماه‌های سرد ۷ | ماگنوس سیگوروسون

آفتابِ صبح‌گاهی
می‌تابد

بر تاجِ
سوسنِ یک‌روزه‌ای.

سرچشمه‌ای
که پر …

ماه‌های سرد ۶ | ماگنوس سیگوروسون

عصرِ دیروز
بذر پاشیدیم
در سراسر باغ

و دیشب
نخستین …

ماه‌های سرد ۵ | ماگنوس سیگوروسون

از واپسین دیدارمان
ده سال
می‌گذرد.
و اینک درمی‌یابم
که …

ماه‌های سرد ۴ | ماگنوس سیگوروسون

مرگ نقب می‌زند

ژرف و ژرف‌تر.

به بالا می‌بالد
حیات…

ماه‌های سرد ۳ | ماگنوس سیگوروسون

شب خاموش است.

فقط یک قمری خسته
بی‌قرار
در هوای …

ماه‌های سرد ۲ | ماگنوس سیگوروسون

بگذار کمک‌ات کنم

چنین گفت میمون.

و محتاطانه

بر نوک …

ماه‌های سرد ۱ | ماگنوس سیگوروسون

 



 

در مسیرم
از دلِ سیاه‌بیشه

کلمه می‌پاشم

تا …

جنگِ مقدس l هیو هاژ

 

 

این پسر است
نیرومند و بلند .

این …

باران | جک گیلبرت

ناگهان این شکست.
این باران.
آبی‌ها که خاکستری شده‌اند
و …

اعتدال بهاری | ایمی لاول

بوی خوش سنبل مثل مه‌ای پریده رنگ و تنک

بین …

تولستوی | ویلیام کارلوس ویلیامز

که هنر شر است (هنرِ
کهنه، شاید گفته باشد)
به …

شاید | اریش فرید

 

به خاطر آوردن

شاید

آزار دهنده ترین شیوه ی …

شهری که در آن دوستت دارم | لی یانگ‌لی

اینک برمی‌خیزم، و به شهر خواهم رفت

به کوی و …

اریش فرید | وضع موجود

 

کسی که خواسته

جهان طوری بماند

که هست

-نمی …

مورا دلی | شهود

من مردی هستم که استرالیا را کشف کرد
در نیمروزِ …

مورا دلی | چیز هایی که هر زنی همیشه با خودش دارد

مادرم به من یک دعای سنت ترزا بخشید
یک بلیت …

مورا دلی |آینه

در خانه مادرم
یک آینه ی خودی هست
تنها شیشه …

مورا دلی | شرحی بر یک عکس

در این عکس آن سکستون
از دبلیو اس مروین چیزی …

ماری لوندکویست |یک روایت ساده

ترجمه سهراب رحیمی آزیتا قهرمان

محکم به زمین می­ چسبم …

چهار شعر | سموئل بکت

 

 

۱. دی یپ

باز همان جزر واپسین
سنگ‌ریزه‌های …

آتش‌نشان کیست؟ | شاعر ناشناس

 

آتش‌نشان کی‌ست؟

همان همسایه‌ی دیواربه‌دیوار،

مرد مردی با یاد …

شایعه‌ی شب | فلیکس سوآرز

در این لحظه، در این ارتفاعات نم‌ناک،
وقتی که خواب …

وقتی بربرها می‌رسند | الوین پانگ

وقتی بربرها می‌رسند

بر خاک بخوابان مردگان را! بر آنان، …

خودآگاهی | الوین پانگ

حالا کوری را می‌شناسم:
فقط آینه‌ دیدن است.

در ظلمات…

رویایی بی‌نام | الوین پانگ

 
برکشان چشمانت را به سوی آسمان
بگذار ابروانت ابرها …

گروه کُر | ماگنوس ویلیام اولسون

۱

آن که ازجهان زیرین صدایش می زنند
به ندرت …

پرنده سیاه چشم‌آبی | موهان رانا

آیا می‌توانم از خودم بگویم
پس خواهم گفت
من پرنده‌ای …

غرور | استانکا هرستلژ

من هم راه پدرم را می‌پسندم
وقتی قدم‌رو رژه رفت …

پسر | ریکاردو دومنِیک

چقدر دلم می‌خواست یک بچه‌ی پسر داشته باشم
رابطه ای …

فیدل | خوان خلمن

 


بی‌کم و کاست چنین می‌گویند از فیدل
راه‌بلدی بزرگ …

نقبهایی به شعر و مرگ [۲] ورنر لمبرسی

هر شـعـر

          مـیل به گـمـنامی دارد

                                    و مـرگ نـیز

هرشـعراز …

چشم‌به‌راه توام | امیلی دیکنسون

زنبور! چشم‌به‌راه توام
دیروز بود به دوستی
می‌دادم این خبر…

ترانه برای آخرین کودک یهودی | ادمون ژبس

پدرم از ستاره آویزان بود،
مادرم با رودخانه سُر می‌خورد،…

طلوع | امیلی دیکنسون

اکنون برایت می‌گویم خورشید چگونه طلوع کرد
در هر دم …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.