قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / آنتونیو گاموندا | کتاب سسیلیا

آنتونیو گاموندا | کتاب سسیلیا

آنتونیو گاموندا | کتاب سسیلیا

نور، نخستین حیوانِ مشهودِ آن نامشهود است.                                                  لزاما لیما   این کتاب را آنتونیو گاموندا برای نوه‌اش نوشت. که از آثار مهم شعر گاموندا محسوب می‌شود. ترجمه‌ی فارسی‌ آن را به کودکی که هرگز نداشته‌ام تقدیم می‌کنم. فهرست شعرها

ادامه‌ی مطلب

تو بر دلم نشسته‌ای | آنتونیو گاموندا

انگار که فرود آمده باشی بر دلم و نور آورده باشی به رگ‌های من و من سرخوشانه دیوانه‌‌‌ باشم. در زلالی‌ات همه چیز قطعی‌ست: تو بر دلم نشسته‌ای نور در رگ‌هایم و من‌ سرخوشانه دیوانه‌‌ام.

ادامه‌ی مطلب

زیر درختان بید | آنتونیو گاموندا

زیر درختان بید تو را در آغوشم می‌برم و احساس می‌کنم زنده‌ای. پس به نور در می‌آییم و برای نخستین بار آسمان را می‌بینی، نشانه‌ها را و بدانان نام می‌بخشی. حقیقت دارد: در گستره‌ی دست‌هایت آسمان بزرگ و آبی‌ست.

ادامه‌ی مطلب

باز خواهی گشت | آنتونیو گاموندا

باز خواهی گشت «وقتی گیلاس‌ها شکوفه کنند و قمری بیدار شود.» جهان را در دروغی درخشان نقاشی کرده‌ای. چشمان قمری را سرخ دیدم از خشم. می‌دانم تیزاب زهرین در برگ‌های بو مسکن می‌کند، این‌که میوه‌هایش قلب پرندگان را از حرکت باز می‌دارند‌. در برف اما گیلاس‌های سیاه است و مویه‌‌ی قمری را می‌شنوم.

ادامه‌ی مطلب

خداحافظی | آنتونیو گاموندا

با دستانت که آهنگی هدایتشان می‌کند، آهنگی که سربسته به خاطر می‌آوری، می‌گویی خداحافظ بر آستانه‌ی در. آه! ای حلاوت ابله، می‌گویی خداحافظ بر آستانه‌ی در و دست‌هایت لحظه‌ای را ترسیم می‌کنند بی‌پایان.

ادامه‌ی مطلب

صدای گریه‌ات را می‌شنوم | آنتونیو گاموندا

صدای گریه‌ات را می‌شنوم. بالا می‌روم تا اتاق‌هایی که سایه بر دیوارهای بی‌حرکت سنگینی می‌کند، ولی تو آن‌جا نیستی: تنها ملافه‌ها هستند که می‌پیچند به دور رویاهای تو. دیگر همه‌چیز نامشهود است در من؟ هنوز نه. فراتر از سکوت دیگربار صدای گریه‌ات را می‌شنوم.

ادامه‌ی مطلب