قالب وردپرس درنا توس
خانه / انتخاب ویراستار

انتخاب ویراستار

کتاب سرما | آنتونیو گاموندا

آنتونیو گاموندا مهمترین شاعر زنده‌ی اسپانیا و شاید همه‌ی جهان اسپانیولی زبان، هشت ماهه بود که پدرش را از دست داد، در یتیمی و فقر بزرگ شد، پدرش از شاعران جریان مدرنیسموی اسپانیا بود و او پنج ساله بود در جنگ‌های داخلی اسپانیا، همه‌ی مدرسه‌ها بسته بود و به اجبار خواندن و نوشتن را با کتاب پدرش آغاز کرد… شعر گاموندا بسیار تلخ است. رنجی که در این شعرهاست چنان شفاف است که تامل در اعماقش ما را به تجربه‌ی …

ادامه‌ی مطلب

فقدان‌ها می‌سوزند | آنتونیو گاموندا

آنتونیو گاموندا مهمترین شاعر زنده‌ی اسپانیا و شاید همه‌ی جهان اسپانیولی زبان، هشت ماهه بود که پدرش را از دست داد، در یتیمی و فقر بزرگ شد، پدرش از شاعران جریان مدرنیسموی اسپانیا بود و او پنج ساله بود در جنگ‌های داخلی اسپانیا، همه‌ی مدرسه‌ها بسته بود و به اجبار خواندن و نوشتن را با کتاب پدرش آغاز کرد… شعر گاموندا بسیار تلخ است. رنجی که در این شعرهاست چنان شفاف است که تامل در اعماقش ما را به تجربه‌ی …

ادامه‌ی مطلب

کتاب هستی| ماریا نگرونی

  طبق معمول راننده تاکسی مرا جایی برد که نمی‌خواهم بروم. زمانی در خیابان سوریه گم‌شده بودم؛ دیگرباره در ریتایرو سر درآوردم، چهار بلوک دورتر از خانه مادرم(وقتی می‌خواستم به راکسی دیسکو در منهتن بروم). حالا می‌گوید که مرا در تتروپلیس پیاده می‌کند. اما الآن هیچ مقصدی ندارم. فقط حس افسردگی، بی‌ثباتی؛ در مقصد اصلی(به فرض که وجود داشته باشد) آیا همه‌چیز متفاوت است؟ رادیو موسیقی غریبی پخش می‌کند؛ مؤدبانه می‌پرسم این چه موسیقی است. انگار به او توهین شده …

ادامه‌ی مطلب

هورقلیا، شهر زائر | ماریا نگرونی

  باد در بیخوابی­اش همه جا سرک می­کشد. انگار هست تا نقش بر واقعیت بزند. اما گم شده­ایم ما. در شهر سرد، در خشونت آسفالت و پارکینگ، آینه­ها پرندگانی خفته­اند. شعله­های آتش پیروزی خاموش است و کوه قاف نادیدنی. شب با حصارش، برای تماشاخانه­ای کوچک: اینک من. تا کجا مرداب­ها گرداگرد ماست؟ تا کجا نهان می­دارد مرگ، دیار شهرهای سپیدش را؟ کلیدش را به گشودن آن اقیانوس عظیم؟ خراب‌آبادِ بی شمارش جایی که آن ناگفته به آنی می­درخشد؟ فراتر ازین، …

ادامه‌ی مطلب

عقاب | میلتوس ساختوریس

وقتی‌که در خواب است یک عقاب به بسترش سقوط می‌کند بی‌جان وقتی‌که در خواب است یک قمری بر دست راستش می‌نشیند انگشت‌های خونی‌اش عقاب را به مغاک پرتاب می‌کند انگشت‌های خونی‌اش قمری را خفه می‌کند و در سبدش می‌گذارد. وقتی بیدار می‌شود یک عقاب صاف در بسترش ایستاده است. وقتی بیدار می‌شود یک کارد دستِ راستش را می‌زند. ‌ ‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

مرد مُرده در زندگی ما | میلتوس ساختوریس

به نیکوس اِنگونوپولوس یوانیس ونیامین دارکوزی که مُرد ـ «در زندگی» ـ هر غروب زنده می‌شود وقتِ گرگ‌و‌میش فرود می‌آید رمه‌اش را قتل‌عام می‌کند ـ گاو و گوساله و گوسفندان بسیار ـ پرنده‌هایش را خفه می‌کند می‌خشکاند رودهایش را و بر صلیبِ تاریک که در میانِ اتاق‌اش نشانده است دلارامِ خود را به چارمیخ می‌کشد. آن‌وقت کنار پنجره کز می‌کند بی‌نوا و گریان. پیپ‌اش را پک می‌زند و آرزو می‌کند که ای‌کاش گله‌های بز و گاو بیشتری داشت و گوسفندان …

ادامه‌ی مطلب

عبارتی و اشارتی | به جای سرمقاله

۱. آنتونیو گاموندا، در جایی می‌نویسد: «شعر پس از کتابت، دیگر به قلمرو عمومی تعلق دارد، دیگر در تملکِ شاعرش هم نیست.» در همین جمله توقف می‌کنم تا در به روی پرسش‌هایی بگشایم که بنای«خانه‌ی شاعران جهان» بر آن‌ها استوار است. می‌گویم پرسش‌ها، چرا که هرگز نمی‌توان بر پاسخ‌ها، خانه‌ای بنا نهاد. لئوپولد استاف، شاعر لهستانی درست پس از پایان جنگِ جهانی دوم نوشت: «بر سنگ بنا کردم، فروریخت. بر صخره بنا کردم و فرو ریخت. حالا که خانه‌ای بنا …

ادامه‌ی مطلب

باید باران ببارد | آنتونیو گاموندا

  باید باران ببارد! خشک‌سال است در نور و خاکستر می‌گرید چون مادرم، بدون اشک. باید باران ببارد باید ببارد تا ذرت‌های مقدس برخیزند تا برگزاری مراسم مرگ ممکن شود. باید باران ببارد.چرا نباید؟ چرا نباید ببارد در ظلمات دستگاه گوارش، در مغز استخوان‌های جوشان؟ باید باران ببارد در جوانان مجنون از خشم و در مداحان شب و بر پیران گمشده در موسیقی. باید ببارد در فکر در شادی خونین باید باران ببارد بر این سنگ بیمار آن‌جا که شبانگاه …

ادامه‌ی مطلب

سرکشی واقعیت | هرمان د کونینک

واقعیت برای حاکمان تهدیدکننده است و من این اندیشه را دلگرم‌کننده می‌دانم. واقعیت سرکش است. برنامه‌های سیاسی تا آنجایی که بتوانند سعی می‌کنند واقعیت را پنهان کنند. فیلسوفانِ آرام هم همین طور. اما گاهی واقعیت با این موضوع می‌جنگد. همین مسئله در نظریه‌های ادبی هم صدق می‌کند. این نظریه‌ها سرکش نیستند. نظریه‌ها دست‌کم یک جنبه از واقعیت را در نظر می‌گیرند. آن‌ها یک جنبه را عمومی می‌کنند تا بتوانند با نظریه‌ی قبلی بجنگند. بهترین راه مقابله با نظریه‌ها این است …

ادامه‌ی مطلب

سرباز نومید بهتر می‌جنگد…

آقای هربرت اوایل جولای 1984، وقتی خارج از ورشو بود و تمام وقت خود را صرف نوشتن می‌کرد، با مصاحبه موافقت کرد.  او برای این مصاحبه دوازدهم جولای، به آپارتمان خود در ورشو بازگشت.  بوگدانا و جان کارپنتر با وی مصاحبه کردند.  کاسیا همسر آقای هربرت نیز آنجا بود و در گفتگوها شرکت داشت.

شما بعد از پنج سال اقامت در خارج از کشور در ژانویه 1981 به لهستان بازگشتید.  تصمیم بسیار مهمی بود.  درست در اوج دورهٔ "اتحادیه کارگری همبستگی".  حدود ده ماه بعد ژنرال یاروزلسکی اعلام "وضعیت جنگی" کرد.  وقتی داشتید تصمیم می‌گرفتید به کشور برگردید آیا پیش‌بینی می‌کردید چنین اتفاقاتی بیفتد؟ آیا اگر می‌دانستید چنین اتفاقی می‌افتد باز هم برمی‌گشتید؟

وقتی توافقنامه "گدانسک" امضا شد گفتم دیگر باید برگردیم.  می دانستم این ماجرا پایان خوشی نخواهد داشت، چون من این سیستم را می‌شناختم.  این سیستم اصلاح پذیر نبود.  حداکثر می‌شد چند ساختار "آسان‌گیر" مثل استریپ‌تیز را وارد این سیستم کرد.  تغییرات در حد ورود سوسیس یه فروشگاه‌ها بودند.  این سیستم باید سرنگون می‌شد، اصلاح‌پذیر نبود.

چه زمانی به این باور رسیدید که این سیستم را نمی‌شود اصلاح کرد؟ در 1949 با آغاز استالینیسم در لهستان، یا قبل از 1956؟ یا اصلا بعد از 1956؟ یا پس از 1986، 1970؟ کی؟

ادامه‌ی مطلب

ذن و هنر شعر | گفتگو با جین هیرشفیلد

جين هيرشفيلد تاكنون شش كتاب شعر منتشر كرده است. آخرين اثرش به‌نام «زين پس‌» )انتشارات هارپركلين - 2006 )اين توفيق را داشته است كه در فهرست نامزدهاي نيمه‌نهايي‌ي «جايزه‌ي تي اس اليوت» قرار بگيرد. اثر ديگرش به نام(saltgiven sugar, given 2001) در جريان برگزاري «جايزه‌ي انجمن منتقدين كتاب ملي» به‌عنوان يكي از دو برگزيده‌گان نهايي‌ي اين جايزه نام برده شده و برنده‌ي «جايزه‌ي منتقدين كتاب بي‌ايريا[1]» شده است. اثر ديگرش به‌نام «نه دروازه: دريچه‌يي به‌دنياي شعر» مجموعه مقالاتي است كه در باره‌ي شعربه‌رشته‌ي تحرير درآمده است. جين هيرشفيلد هم‌چنين ويرايش و ترجمه كتاب « ماه قير‌گون:‌مجموعه شعرهاي عاشقانه انو‌نو كوماچي[2]و ايزومي شيكيبو[3]، زنان دربار باستان ژاپن» (1990) و نيز «زن در ستايش روحانيت: شامل 43 قرن شعر مذهبي توسط زنان» (1994) را به‌عهده داشته است.

ادامه‌ی مطلب