قالب وردپرس درنا توس
خانه / یگانه وصالی

یگانه وصالی

جدال | کرول ان دافی

اما بعد از جدال ما، اتاق لرزید و فرو افتاد روی زانوانش، هوا جریحه‌دار، بنفش شد چون جای کبودی. خورشید، دروازه آسمان را کوبید و رفت. اما بعد از جدال ما، درختان زار زدند و برگ‌هاشان را ریختند دور، روز، ساعت‌ها از زندگی‌مان ربود و برد، ملافه‌ها و بالش‌های روی تخت خودشان را تکه‌تکه کردند، اما بعد از جدال ما، اتاق لرزید و فرو افتاد روی زانوانش، هوا جریحه‌دار، بنفش شد چون جای کبودی. خورشید، دروازه آسمان را کوبید و …

ادامه‌ی مطلب

دست | کرول ان دافی

تو که نیستی، وقت قدم زدن دست باد را می‌گیرم، دستان نامرئی و خیالی باد را اما دیگر انگشتانم بافته نمی‌شوند لای انگشت‌های تو. گنگ و آرام در قلبم، با من حرف می‌زنی. من دست باد را می‌فشرم، برگ‌های شرابی‌رنگ را له می‌کنم، و همه‌چیز ناگهان طلایی‌رنگ می‌شود. مشکوکم به اینکه نکند واقعاً دست تو در دستم باشد آن‌طور که همیشه وقتی اینجا بودی، دستم را می‌گرفتی. چه می‌گویی در قلبم؟ سرم را خم می‌کنم تا بشنوم و حس می‌کنم …

ادامه‌ی مطلب