آزاده کامیار

عیدی

نمی‌دانم آنهایی که در ایران کتاب عیدی می‌دهند چند نفرند،…

قلب بزرگ ما

به روایتی بیست و نه بهمن روز جشن سپندارمذ است،…

سرخ آتشین

پیر بونارد  تیوپ رنگ در جیب،
قلم مویی از موی …

شاعری دیگر


  شاعر دیگری باید بیاید و بگوید چقدر دوستت دارم…

عشق آجرچین

 

 فکر کرده بودم خودم رو بکشم آخه من فقط …

کنار پنجره

به من گرسنگی بدهید شما ای خدایان که نشسته‌اید وُ…

شعر جیبی | تد کوسر

اگه کاغذ این شعر انقدر مچاله و چروکه
اگه کاغذ…

خلوت

در نهایت تنها کسی که می‌خواهم دل به دلش بدهم…

موسیقی مثل آب

چطور، در شب تابستان نت‌های اسرارآمیز از گلوی چند پرنده…

خواستن تو

خواب و بیدار تنم به سوی تن تو کشیده می‌شود…

پیش‌درآمدی بر شعر

  ازشون خواستم یه شعر رو جلوی نور نگه دارن…

سر بریده یک قدیس | هالینا پوشویاتوسکا

دلم را چنان بر سر دست می‌برم انگار سر بریده…

نوشیدن | جین هرشفیلد

می‌خواهم تاریکی تو را در دستانم جمع کنم دستان من…

شمع تولد؛ دونالد جاستیس

امروز سی ساله‌ شدم،
دیدم درختان لحظه‌ای درخشیدند
مثل شمع …

برای سیزدهمین تولد

 
  جنگ و صلح را خوانده‌ای. حالا نوبت خواهر…

پرتقال | گری سوتو

اولین بار که با یه دختر بیرون رفتم،
دوازده سالم …

دموکراسی


از یک روزنه باز در هوا، از شبهای میدان تیان…

برای آنچه ما را به هم پیوند می دهد

آنچه ما را به هم پیوند می‌دهد نامهای بسیار دارد:…

زیر دستان من | لئونارد کوهن

زیر دستان من
پستانهای کوچک تو
نفس نفس می‌زنند
انگار …

شعر سپاس | هسو کو

تنم در خانه است و دلم به سفر می رود…

برای النور که با خدا حرف می زند | آن سکستون

صدای خدا به رنگ قهوه‌ای است
نرم و پر مثل …

معبد سیب

  هفته گذشته از درختان کنار جاده و کمی هم…

شب پرستاره

این باعث نمی‌شود نیاز عجیبی حس نکنم به، خوب فکر …

سفارش | یهودا آمی‌خای

در شبهای تابستان برهنه می‌خوابم در اورشلیم.
بستر من حاشیه …

شب نشینی

راهب در شب نمی خوابد
دلباخته آبیِ ماه آزاد است…

فهرستها

  فهرستی درست کرده‌ام از آنچه باید به یادم بماند…

دو فرشته | شریف الموسی

از میان تمام آنچه مادرم به من گفت این یکی…

زبانهایی که می دانیم | آن پورتر

در آمبریا کلیسایی هست که همین حالا هم هشتصد سال…

که ساده زندگی کنم | آنا آخماتووا

به خود یاد دادم که عاقل باشم و ساده زندگی…

نقشه جهان دیگر؛ جوی هارجو

در آخرین روزهای جهان چهارم آرزو کردم برای آنها که…

باد و مهتاب | ایزومی شیکیبو

باد چه سخت می‌وزد اینجا
اما مهتاب هم پیداست
از …

عزیز | تین توی

باید تو آمده باشی عزیز که ابرها رفته اند. باد…

توفان | آدام زاگایفسکی

توفان، موهای طلایی داشت با رگه هایی از سیاه
با …

درخت بونسائی | جین هرشفیلد

یک روز صح و سرانجام دانستن انکه
کدام فکر جان …

راه ها | نائومی شهاب نای

یک راهش زانو زدن است
راه خوبی است، اگر کشوری …

ذهن پریشون | دنیس لورتوف

خدایا، تو نه،
غایب منم.
اون اوایل
ایمان یه کیفی …

راهبی ایستاده کنار یک چرخ دستی | جین هیرشفیلد

راهبی ایستاده کنار یک چرخ دستی و زار می‌گرید.
در …

خوشبختی / کارل سندبرگ

از معلمان زندگی خواستم به من بگویند

خوشبختی یعنی چه.…

ایمان

دریا چنین عمیق و نابینا
خورشید، پشیمانی وحشی
انجمن، چرخ، …

دعا | مری اولیور

لازم نیست سوسن آبی باشد
می شود فقط سبزه ای …

قشنگ نیست

قشنگ نیست
ببینمت
که ایستاده‌ای در مرکز تفریحات
در تلاش …

امپراتوری رویاها | چارلز سیمیک

در اولین برگ از کتاب رویای من
همیشه شب است …

می خواهم بنویسم | مارگارت واکر

می‌خواهم بنویسم
می‌خواهم آوازهای مردمانم را بنویسم
می‌خواهم بشنوم صدایشان …

سیلاب ماه | اتریج نایت

سیلاب هیچ ماه ای خاطره آن شب را نمی‌شوید
تنها …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.