سارا سمیعی

صفحه‌ی پاره | ادمون ژبس

دیدم که مرده‌ها دوباره می‌میرند،

خوابیده بر دریاها.

دیدم که …

مرگ فقرا | شارل بودلر

مرگ است که تسکین می‌دهد
افسوس! مرگ، امکانِ زندگی‌ست
غایتِ …

اشک‌های حفار | پائولو پازولینی

تنها دوست داشتن و شناختن
بایسته است
نه معشوق بودن…

برای نوشتن تنها یک بیت شعر | راینر ماریا ریلکه

برای نوشتنِ تنها یک بیت شعر،
باید شهرهای بسیار
افراد …

اولیس | نونو ژودیس

و چنین است که می‌رسم به این کرانه‌
که تنها …

غیاب‌ها | استر گرنک

کاملن نزدیک به مخاطب
با این‌حال دور و بی‌حواس
مثلِ …

در پی چه بوده‌ای؟

مگر در پی چه چیز بوده‌ای؟
به‌جز همان بادِ مخالف…

نام‌ام را در کتاب‌های شناختِ شاعران، جستجو کن
خواهی‌اش یافت …

یکشنبه ۵ مه

به تو فکر می‌کنم
در حالی که به آسمان می‌نگرم،…

ترانه‌ای برای هاله‌ای از سپیده‌دم

غلظت تاریکی‌ست
از چشم‌هایت تا بدینسو
آیا شب است هنوز؟…

شانه‌ای سربی
سیبی سبکبال

.

به دوش کشیده‌ام تابوت‌ات را…

در بالاترین ارتفاع

با من حرف می‌زنی،
آنقدر نزدیک
که می‌‌شنوم
آنچه را …

عمق آب

از تو می‌گویم
نه از چراغ ِسایه‌ یا
از گام‌های …

 

شب
شاید
برای
سوزاندنِ
دست‌های ما
اینجاست

با این …

مزد سکوت

فریاد، صدا را به جهش می‌آورَد
همان‌گونه که سنگ، آب …

 

آنها که از حقِ زیستن محروم شده‌اند
دستکم حق …

دست

 

تنِ نوازش‌شده شکوفا می‌کند دست را
مشت گره‌کرده، فقدان …

آینه

در خوابگاهِ شباهت‌ها
برگ‌ها
اندیشه‌های خویش را دارند
سنگ‌ها
می‌شناسند …

بازهم این تصویر

 
بازهم این تصویر
تصویر دست و پیشانی
تصویر ِنوشته‌ی …

عشق و شعر

تویی همان آوا
که پاسخ می‌دهی
به ندای من
بی …

آدمی از دست‌های خویش می‌میرد.

(بی‌ دست می‌میرد انسان.)

واژه …

شعله‌ور شدن – سرآغاز

پنجِ عصر. زمانی تعیین‌کننده، کمی سنگین و شکننده، از افقی …

ملانکولی

چهره‌ی حال را
حجاب جدا می‌کند،
از چهره‌ی گذشته.
پرده‌ای …

فال

آستانه‌ای نیست دیگر
دیگر نه خانه‌ای‌ست
و نه اردو و …

درخت،‌ چراغ

درخت دیرینه‌سال می‌شود در درخت، تابستان است.
پرنده از آوازِِ …

سیتِر

در صمیمیت گل‌بوته‌ها
شادکامی‌های ما
به هوا برخاسته
و پناهشان …

ترانه‌ی بیگانه

در جستجوی مردی هستم
که نمی‌شناسمش
که هرگز اینچنین من …

سفر

صحراگرد یا دریانورد، میان این سرزمین بیگانه و آن‌یکی
همیشه، …

زنای با محارم

 

درختی را دوست می‌داشتم
و او خش‌خشِ بر‌گ‌ها را…

شعر چیست؟

از این پس،
گونه‌ای اشتیاق با نشانی شگفت را
شعر …

آن سوی افق

 

 آن‌سوی افق سرخ،‌ سرخ‌تر است و چشم چالاک‌تر. طلا …

مصائبِ شاعر

در این جهان
که زندگی
تکه‌تکه
می‌شود
و
از ما…

دموکراسی

به چشم‌اندازِِ پلشت، برازنده است پرچم
و نعره‌هایمان صدای طبل‌ها …

امید

 

امید را بسته‌ام
به ریشه‌های زندگی

رو به ظلمات…

السا

کافی‌ست که از در درآیی
با گیسوان بسته‌ات تا
قلبم …

اکنون سیاهی‌ست

اکنون سیاهی‌ست
کلمات، دیروز بود
در پیشانی ِ باران
در …

پاگَرد

 

 

خورشید، مسرور و سرفراز

با رَمه‌های شاداب

بازمی‌آموزد …

جاودانگی

 

بازش یافته‌اند

چه‌چیز را؟- جاودانگی

دریایی‌ست

معبرِ خورشید

 …

تن داغ واژه‌ها

 

این واژه ها را در دستانت بگیر و حس …

درباره‌ی هومر

 

وقتی که آخرین بار در دره‌ی مقدس

خواهرانِ نُه‌گانه* …

زمین مثلِ یک پرتقال آبی‌ست

 

زمین مثلِ یک پرتقال، آبی‌ست

هیچ خطایی در کار …

آبرنگ

 

سربازان مزرعه و کاخ را آتش زدند

قلعه را …

نامه‌ی مارسل پروست به زَدیگ، سگِ رِنَلدُو آن

 

به زدیگ (اندکی پس از سوم نوامبر ۱۹۱۱)

زدیگ …

فراری از خدمت

 

به شما نامه می‌نویسم آقای رئیس جمهور

نامه‌ای که …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.