قالب وردپرس درنا توس
خانه / آرش افشار (صفحه 2)

آرش افشار

Avatar

تو شعر می‌نویسی و من امضا می‌کنم

۱ مرا توانِ تغییرِ تو نیست یا تفسیرِ تو باور مکن که توان تغییرِ زنی، در مردی باشد و ادعای تمام مردانِ متوهم باطل است که زن از دنده‌ی آن‌ها برآمده زن هرگز از دنده‌‌ی مرد زاده نمی‌شود اوست که از بطنِ زن بیرون می‌آید چون ماهی که از حوض اوست که از زن جاری می‌شود به‌سان رودهایی که از سرچشمه اوست که دورِ خورشید چشمانش می‌گردد و گمان می‌کند که پابرجای است… ۲ مرا توانِ آموختن چیزی به تو …

ادامه‌ی مطلب

عقده‌یِ باران

می‌ترسم که دنیا ببارد، تو با من نباشی عقده‌یِ باران دارم از وقتِ رفتنت زمستان که مرا در قبایش می‌پوشانْد گمانِ سرما و سختی‌ام نبود و باد که پشتِ پنجره می‌نالید تو نجوا می‌کردی: دست‌بکش، گیسوانم این‌جاست حالا می‌نشینم و باران‌ها تازیانه‌ام می‌زنند بر بازویم، صورتم، پشتم چه کسی پناهم می‌شود… ای مسافر چون کبوتر، میانِ چشم و نگاه چگونه تو را پاک کنم از برگ‌هایِ خاطره‌ام که تو بر قلب، چون سنگ‌نگاره‌ای دوستت دارم ای که خانه در خونم …

ادامه‌ی مطلب

شعرِ اندوه

عشقت به من آموخت که غمگین باشم و من سالیانِ سال نیازمند زنی بودم که به اندوهم وادارد ‌زنی که میانِ بازوانش چون گنجشکی بگریم زنی که گرد آورد تکه‌هایم را چون خرده‌های بلوری شکسته   عشقِ تو… بانویم! بدترین عادت‌ها را به من آموخت یادم داد که هر شب هزاربار فالِ قهوه بگیرم به طبابتِ عطاران تن‌دهم و بر درِ پیشگویان بکوبم یادم داد که از خانه بیرون زنم و سنگ‌فرش خیابان‌ها را گَزکنم و جست‌وجو کنم چهره‌ات را …

ادامه‌ی مطلب

تصمیم باتوست، پس انتخاب کن

تصمیم با توست… پس انتخابی کن میان ِ مرگ در آغوشم یا بر دفترهای شعرم عشق را برگزین یا بی‌عشقی را ترس است که راه بر تصمیمت بسته راهِ میانه‌ای اما نیست بینِ بهشت و دوزخ تورق‌ها را کنار بینداز من به هر حکمی تن می‌دهم حرفی بزن، کاری بکن، برآشوب مثلِ میخی برجا نمان که چون علفی زیرِ باران‌‌ها تا ابد نخواهم ماند یکی از دو سرنوشت را برگزین از سرنوشت ِمن اما توفانی‌تر نیست تو پریشانی و ترسانی راه …

ادامه‌ی مطلب

بازجویی

۱ چه کسی امام را کشت؟ بازجویان اتاقم را پُر کرده‌اند چه‌کسی امام را کشت؟ چکمه‌یِ سربازان بر گلویم چه‌کسی امام را کشت؟ چه‌کسی خنجر زد بر درویشِ صاحب طریقت؟ چه‌کسی پاره کرد جبه و… کشکول و… تسبیح ِمبارکش را؟ حضرات برایِ جست‌وجویِ حقیت ناخن‌هایم را نکشید حقیقت پیوسته در جسدِ مقتول نهفته‌ است ۲ چه‌کسی امام را کشت؟ سربازانِ تا دندان مسلح وارد می‌شوند… سربازانِ تا دندان مسلح بیرون می‌روند… پرونده‌ها… ضبط صوت… دوربین… آقایان چه‌سود از اعترافِ من؟ …

ادامه‌ی مطلب