فرشته وزیری نسب

گزیده هایی از هیپریون

خداست انسان

وقتی رویا می بافد

و گدا

وقتی اندیشه …

رویا

در حال فرارم، کفش هایم را گم کرده ام

پشت …

ناپدید شدگان

برای نلی زاکس

زمین نبود که آنها را بلعید، هوا …

آه دوباره همان چشم ها

آه دوباره همان چشم ها،

که زمانی مرا چنان عاشقانه …

عاشقانه ای از هاینریش هاینه

چشم هایش را می گیرم
و لبهایش را می بوسم،…

بیگانگی

زمان
دور می زند
با لباس هایی
از خوشبختی
از …

در کنار بنفشه های سفید

در کنار بنفشه های سفید

زیر درخت بید

در پارکی …

تمثیل راه آهن

ما همه در یک قطارنشسته ایم

و ازمیان زمان می …

خسته‌ای

(فکر می کنم )

خسته ای

از معمای همیشگی زیستن …

شعری از ای ای کامینگز

تنم را دوست می دارم وقتی با تن توست.

چرا …

روزگاری سرزمین مادری زیبایی داشتم

روزگاری سرزمین مادری زیبایی داشتم.

آنجا درختان بلوط

تا به …

دریای جوان

دریای جوان
شعری از کارل سندبرگ
برگردان فرشته وزیری نسب…

نگاهی به شعر امیلی دیکنسون

امیلی دیکنسون که در زمان حیات خود شاعرشناخته شده‌ای نبود …

سی و ششم: امید

«امید»، چیزی است پردار-
که بر سر روح می‌نشیند-
و …

سی و پنجم: جن زنبوری

اگر در پاییز می آمدی،
تابستان را جارو می کردم…

در مه

غریب است سرگردانی در مه!

آنجا که تنهاست هرسنگ و …

پایان جهان

چنان گریه ای جهان را گرفته،
که گویی خدای مهربان …

با همه تنها

گوشت استخوان را می پوشاند،
و آنها فکری،
در آن …

همین چند وقت پیش

همین چند وقت پیش بود،

دم صبح،

پرنده های سیاه …

لالایی گفتن

می خواهم برای کسی بخوانم،
پیشش بنشینم با او بمانم.…

دلم می خواهد یک بار دیگر به آنجا بروم

دلم می خواهد یک بار دیگر به آنجا بروم،
به …

سکوت

از کتاب تصویر ها

دستها را بلند می کنم عشق …

ترانه فرشته ای بی اقبال

تو آنچه هستی  که در حرکت است

آبی که مرا …

دنیا را بر شانه هایت گرفته ای

زمانی می اید که دیگر نمی توانی بگویی، “خدای من”…

این گونه است

هر بار بیشتر سقوط می کنم

دورتر از سطوحی

که …

گل

سنگ

سنگی در هوا که من دنبال می کنم

چشم …

نامه عاشقانه

توصیف تغییری که در من دادی آسان نیست
اگر امروز …

من

 

بردگی را تحمل نمی کنم
من همیشه منم
ترجیح …

دوردست‌ها

چشم در چشم، در سرما

بیا اینگونه آغاز کنیم

با …

دو شکل

بگذار چشمت شمعی باشد در صندوقخانه
و نگاهت فتیله ی …

یک شعر

 

ای که چنان ژرف خفته ای که نتوانی برخاستن…

پرسایه

اینجا هنوز جایی می بینم
یک جای خالی
اینجا در …

مشت باد

 

پاره ای از واژه ها
سبکبالند
چونان دانه های …

یک دختر

درخت به دستهایم وارد شده
شیره اش از بازوانم بالا …

سالها پیش هم

 

سالها پیش هم
بلبل می خواند
به نغمه یی …

وقتی عاشقم

 

وقتی عاشقم
حس می کنم سلطان زمانم
و مالک …

بیم ها

 

این دیوار سفیدوجود دارد
و بر فراز آن آسمان…

نوعی فقدان

با هم استفاده کردیم: فصل ها، کتاب ها و
موسیقی…

فرو بریز قلب من

فرو بریز قلب من از شاخه زمان
فرو بریزید ای …

بیگانگی

در درختان دیگر درختی نمی بینم
و بر شاخه ها …

آوازحزین طبقه‌ی متوسط

نمی توان شکایتی داشت
کاری داریم
لقمه نانی
سیریم.
علف …

تبلیغات

اما به کجا می رویم؟
“نگران نباش، نگران نباش”
وقتی …

ناگفتنی ها گفتن

چون اورفئوس می نوازم
مرگ را بر سیم های زندگی…

بلاروس(۱)

حتی مادرانمان نمی‌دانند که ما چطور به دنیا آمدیم
چطور …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.