مهدیه رحمتی

نهان در مه | جوزپه اونگارتی

نهان در مهی غلیظ
آنجا رودی شاید نطفه می‌بندد.

گوشم …

منظر | جوزپه اونگارتی

رفتم و رفتم

تا آب حیات عشق را یافتم و…

نفرین | جوزپه اونگارتی

در بندِ چیزهای فانی‌ام

[روزی آسمان پرستاره هم تمام می‌شود]…

وداع | جوزپه اونگارتی

اِتّور سِرّای مهربان
شعر
انسانیت است
خود زندگی ست،
گل …

تاریک‌روشنا | جوزپه اونگارتی

گورها ناپدید می‌شوند.

گود، ژرف و
سیاهی محض
از این …

روزی از روزها | جوزپه اونگارتی

در سراشیب سبز جنگل

به رنگ مبل‌های راحتیِ مخمل

تنها …

خاطره | جوزپه اونگارتی

نامش
محمد شهاب
از تبار
امیران کوچ‌نشین،
خودکشی کرد
چرا‌که …

بی خوابی | جوزپه اونگارتی

به تمامی شب

کنار پیکر رفیق کشته شده‌ام
دراز کشیدم.…

ملال

و این شب خواهد گذشت…

این انزوای در گردش،
تردید …

باد ماه مارس

تو مرگی و زندگی
از ماه مارس آمده‌ای
بر زمینی …

مرگ خواهد آمد

مرگ  با چشم‌های تو خواهد آمد
همین مرگ که همراهی‌مان …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.