خانه | شعرها | ریتوا لووکانن | گزیده‌ی شعرها | بالای تپه | ریتوا لووکانن

بالای تپه | ریتوا لووکانن




بالای تپه
تا سنگی را برگرفتی
با شادی نشسته به چهره‌ات
گفتی به همراهت:
-یافتم
می بینی چه زیباست
-سنگ ست، سنگ –
نمی فهمی همه‌ی زمین
از آغاز
بسته‌ی کوارتز بوده ست
آه، اگر پتکی می‌داشتم
می‌دیدی در دل این سنگ
روشنای میلیاردها سال را

-شگفتا
شعری برای سنگ
با روانی ذوب شده‌ی خویشتن خویش

نگریستی به همراهت
بی حرفی.





درباره‌ی کیامرث باغبانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.