خانه | شعرها | ریتوا لووکانن | گزیده‌ی شعرها | پروانه‌ای به شیشه می‌کوبد | ریتوا لووکانن

پروانه‌ای به شیشه می‌کوبد | ریتوا لووکانن




پروانه‌ای به شیشه می‌کوبد
در سرمای پاییز
از پشت پنجره
به شوق نور
چیزی نهان نیست
آشکارا می‌بینم
چشم‌ها
پا‌ها
بال‌های مخملی
و شاخک‌های نازک پروانه را

کنجکاوم
چه قدر زیبا
چه قدر روحانی ست
– پروانه‌ی جان من –
در برابر نور
ساعت‌های عمیق شب
پروانه‌ی ابریشمین
قصه می‌گوید
با پیامی نرم
از جهانی دیگر

شب بخیر
پروانه‌ی تابستانی.





درباره‌ی کیامرث باغبانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.