خانه | شعرها | ریتوا لووکانن | گزیده‌ی شعرها | گاهِ شخم بهاری | ریتوا لووکانن

گاهِ شخم بهاری | ریتوا لووکانن




گاه شخم بهاری
پرنده سرمست آواز خویش است
خیش می‌شکافد و خاک به شوق آفتاب
بر می‌گردد

زمین سترون را کسی نمی‌کارد
آواز خاک تیره اما
آخر فصل آشکار می‌کند
نازایی
زمین سترون را فراموش کرده ست

اکنوان بهار آهنگ خود را می‌نوازد

چمن‌های وحشی
شب‌بوهای صحرایی
علف‌های شیرین
سر برآورده‌اند همه

همه جا دره‌ی خوشبختی ست
برای بذرهای خوب همه.





درباره‌ی کیامرث باغبانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.