خانه | شعرها | تاریکی هزار چشم | گونار اکلوف

تاریکی هزار چشم | گونار اکلوف




 

در تاریکی
چشم‌ها بر من می‌خمند
ظلمت یک هزار چشم
و هزار فضای حیران
تاریک‌تر از ابروانم
یا حلقه‌ی موها بر گیج‌گاه‌ام،
تار چون سوسوی چراغی نامرئی
تلالویی بر گونه و پیشانی

چمیده بر تقدیرت، بی‌هیچ‌جنبشی
این چهره‌ی یار توست
ولی چنین ستمکار
ستمکار-چشمانی چرا؟

می‌دانم، سرانجام، آینه آنجاست
و می‌دانم که دیگرگونه‌کسی،
چشم خواهد دوخت به بیرونِ آینه
روزی چشمهایت را می‌گردانی به سویش و
وقتی دوباره سر برگردانی،
من نیز،
ناپدید خواهم شد.





درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی (متولد ۱۳۵۵ در امره، ساری) شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی است. عمادی در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی رایانه را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی دکترایش را در دانشگاه مستقل ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، برزیل، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر ساکن مکزیک است. وی اداره تارنمای رسمی احمد شاملو و نشر رسمی الکترونیکی آثار شاملو از جمله «کتاب کوچه» را بر عهده دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.