خانه | شعرها | عقاب | میلتوس ساختوریس

عقاب | میلتوس ساختوریس




وقتی‌که در خواب است
یک عقاب
به بسترش سقوط می‌کند
بی‌جان
وقتی‌که در خواب است
یک قمری
بر دست راستش می‌نشیند

انگشت‌های خونی‌اش
عقاب را
به مغاک پرتاب می‌کند
انگشت‌های خونی‌اش
قمری را
خفه می‌کند
و در سبدش می‌گذارد.

وقتی بیدار می‌شود
یک عقاب
صاف
در بسترش ایستاده است.
وقتی بیدار می‌شود
یک کارد
دستِ راستش را می‌زند.






درباره‌ی آزاد عندلیبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.