خانه | شعرها | شعر ۱۳، شب پلنگ | کلارا خانس

شعر ۱۳، شب پلنگ | کلارا خانس




چنان‌که در آن‌سوی جدال
کبوتر،
گلویی بریده،
خون بر خاک می ریزد
و پَر، همه‌جا را می‌انبارد
و جانور بی‌دفاع
من آن سفیدی و آن تهی را هیچ‌ نمی‌شناختم
سر در سویی، تن در دیگر سو
و اندیشه‌ها می‌گریزند
چون رودها بر سنگفرش‌ها
مادام که «نیستی»
بر اذهان حکم می‌راند
و ضعفی که درمان نمی‌شود
با کلام عاشقانه‌ای
که بر زبان خلا رفته‌است.

و آن‌گاه ‌سفره‌ای نو
بوی نان
طعم بادیون
گل‌های سرخ، شمع‌های شرمگین
صداهای خجالتی
نگاه‌های خجالتی.





درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی (متولد ۱۳۵۵ در امره، ساری) شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی است. عمادی در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی رایانه را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی دکترایش را در دانشگاه مستقل ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، برزیل، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر ساکن مکزیک است. وی اداره تارنمای رسمی احمد شاملو و نشر رسمی الکترونیکی آثار شاملو از جمله «کتاب کوچه» را بر عهده دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.