خانه | شعرها | گفتگو با یک بازمانده | اریش فرید

گفتگو با یک بازمانده | اریش فرید




آن روزها تو چکار ‌کردی
که نباید می‌کردی؟
ـ هیچ!

چکار نکردی
که باید می‌کردی؟
ـ این و آن
و مشتی چیز دیگر.

چرا کاری نکردی؟
ـ چون ترسیده بودم.
چرا، چرا ترسیده بودی؟
ـ چون نمی‌خواستم، نمی‌خواستم بمیرم.

دیگران مُردند
چون تو نمی‌خواستی کاری کنی؟
ـ فکر می‌کنم، مُردند.

چیزی برای گفتن داری
درباره‌ی آنچه نکردی؟
ـ بله: از تو می‌پرسم
تو چه می‌کردی اگر جای من بودی؟

نمی‌دانم
و نمی‌توانم تو را قضاوت‌ کنم اما
تنها یک چیز را می‌دانم:
فردا هیچ‌یک از ما
زنده نمی‌ماند
اگر امروز
دوباره، کاری نکنیم.
‌‌‌
‌‌





درباره‌ی آزاد عندلیبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.