خانه | شعرها | در پایان راه

در پایان راه




تقدیم می‌شود به: مؤدب میرعلایی و رُکسانا پهلوانی، با اندوه‌شان در غربت

وقتی‌که بچه بودم خیال می‌کردم
هر پروانه
که نجات می‌دهم
هر حلزون
هر تارتنک
هر مگس
هر گوش‌خزک وُ هر کرم خاکی
خواهد آمد و برایم اشک خواهد ریخت
‌آن‌وقت که خاک ‌می‌شوم

و آنان‌که یک بار نجات‌‌شان داده‌ام
هنوز اگر نمُرده باشند
همه خواهند رسید
برای مراسم تدفین‌ام

هنگام‌که عمری رفت
دریافتم بی‌هوده ا‌ست این
هیچ‌یک نمی‌آیند
بیش از همه
               من باید
                         زنده مانده باشم

حالا وقت پیری
می‌پرسم اگر من نجات‌شان دادم
درست لحظه‌ی آخر
ــ پس از همه ــ
دو‌ سه‌تایشان
                از راه
                        می‌رسند؟

 





درباره‌ی آزاد عندلیبی

۲ دیدگاه

  1. درود . درود. درو. سه ترجمه خواندم تا آخر این همان بود که بابد میبود. درود جناب عندلیبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.