خانه | شعرها | درباره‌ی هومر

درباره‌ی هومر




 

وقتی که آخرین بار در دره‌ی مقدس

خواهرانِ نُه‌گانه* به فرمانِ آپولون

ایلیاد و اُدیسه را می‌خواندند

هریک برای خوش‌آیندِ او

خود را مشتاق‌تر نشان می‌داد

و از او می خواست تا

رازی را فاش کند که کائنات از آن بی‌خبر است

و خدای شعر با آن‌ها گفت:

پیش از این‌ها با هومر در کرانه‌های پِرمِس

و در جنگل بوته‌های برگِ بو گام می‌زدیم

همان‌جا که تنها او از پسِ من روانه بود

و سرمست و مسرور، هردو کار با من بود

من می‌خواندم و هومر می‌نوشت

 

  • موزها یا الهه‌های الهام

 





درباره‌ی سارا سمیعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.