خانه | شعرها | عاشقانه ای از هاینریش هاینه

عاشقانه ای از هاینریش هاینه




چشم هایش را می گیرم
و لبهایش را می بوسم،
دیگر راحتم نمی گذارد،
مدام دلیلش را می پرسد

از آخر شب تا دم صبح،
هر ساعت می پرسد،
چرا وقتی لبهایم را می بوسی،
چشم هایم را می گیری؟

به او نمی گویم چرا،
چرایش را خودم هم نمی دانم-
چشم هایش را می گیرم
و لبهایش را می بوسم.





درباره‌ی فرشته وزیری نسب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.