خانه | شعرها | خطابه‌ی تدفین

خطابه‌ی تدفین




در قبرستان یهودیان خاک‌ها را کنده‌اند
تابوت‌ها روان‌اند و آفتاب می‌تابد
گورکن می‌گوید: «همیشه همین است»
کودکی پروانه می‌گیرد، پیری زار می‌گرید

نعشِ پدر با ته‌صدایی در گور گم می‌شود
مشتی خاک به گور می‌ریزم، سرد و نمناک
خطیب می‌خواند. اسب‌های سیاه فریاد می‌کشند
و بوی کسالتِ تابستان بلند می‌شود

آن‌ها که باغ‌های میهن‌ام را از من گرفته‌اند
و نیمکتِ روی سبزه‌های غبار‌بسته‌ی کنار رود را
آن‌ها پدرم را کُشتند
تا من در هوای آزاد به دیدار بهار بیایم!


‌‌





درباره‌ی آزاد عندلیبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.