خانه | شعرها | جایی هست، می دانم

جایی هست، می دانم




گریه کنم
می شنوید
صدایم را
از میان مصراع هایم؟

می توانید لمس کنید
قطره اشک هایم را
با دستان تان؟

قبل از مبتلا شدن به این درد
نمی دانستم
ترانه ها اینقدر زیبا
و کلمات اینقدر بی کفایت اند

جایی هست
می دانم
جایی که
امکان بیان هر چیزی
وجود دارد

نزدیک شده ام
خیلی نزدیک
می شنوم
اما نمی توانم بگویم





درباره‌ی سیامک تقی‌زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.