خانه | شعرها | ناگفتنی ها گفتن

ناگفتنی ها گفتن




چون اورفئوس می نوازم
مرگ را بر سیم های زندگی
و در زیبایی زمین
و چشمانت ، که آسمان را در خود دارد
جز ناگفتنی نمی توانم گفت

از یاد مبرکه تو هم درآن صبحدم
زمانی که خیس بود هنوز بسترت از شبنم
و خوابیده بود میخکی بر قلبت
یکباره رودی دیدی سیاه
که از کنارت می گذشت

سیمهای سکوت
کشیده بر موج خون
چنگ زدم بر قلب نغمه خوانت
و گیسویت بدل شد
به گیسوان سایه گونه ی شب
سیاهی دسته ای پرنده ی سیاه
چون برف بر چهره ات نشست.

من دیگر از آن تو نیستم
و هر دو شکوه داریم اکنون

اما چون اورفئوس می شناسم اینک
زندگی را در کنار مرگ
وچشمان برای همیشه بسته ی تو
آبی ام می کنند

آوریل ۲۰۱۲
فرشته وزیری نسب

اورفئوس: شاعر و آوازه‌خوان اساطیری یونان است که در نواختن چنگ تبحر داشت و می توانست جانوران و سنگها را به حرکت در آورد. بعد از مرگ همسرش در اثر مارگزیدگی به دنبالش به دنیای مردگان رفت و توانست پرسفون را با صدای چنگ سحر کند و اجازه خروج همسرش را از هادس بگیرد. شرط این بود که به صورت همسرش نگاه نکند اما ارفئوس نتوانست به این شرط پایبند بماند و او را برای همیشه از دست داد.





درباره‌ی فرشته وزیری نسب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.