خانه | شعرها | نامشهود

نامشهود




پس آن‏گاه عشق در شعر باز مى‌‏گسترد
پس از سپید ِ سکوت
ناب و دست ناخورده هم‏چنان
به رغم ِ سنگ‏چین ِ نااستوار ِ خویش:
آذرخشى بى‏‌پایان
که ابر ِ مرگ را مى‏‌راند و
از افق ِ در دسترس
از حقیقت و زیبایى بى‏‌زوال ِ هشیوارى
پرده برمى‏‌گیرد.

 

 





درباره‌ی احمد شاملو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.