خانه | شعرها | قلمرو ِ نور

قلمرو ِ نور




بارانى از شکوفه‏‌هاى گیلاسْ‏‌بنان
مى‏‌چیند در هوا
این میغ ِ درخشان را
تا به هیأت ِ چشمانى درآید
که آرزومند ِ آنیم.
جسم ِ صدا
کرنش‏‌کنان واپس مى‏‌نشیند
هم در آن حال که ما
در سکون
به قلمرو ِ نورى پا مى‌‏گذاریم
که به زبان ِ آذرخش سخن مى‏‌گوید.
و خود در چنگال ِ فراموشى
باقى مى‏‌مانیم.

 

 





درباره‌ی احمد شاملو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.