خانه | شعرها | آن جا که دلارام مى‏‌نشیند

آن جا که دلارام مى‏‌نشیند




آن جا که دلارام مى‌‏نشیند
فضا از نشانه سرشار مى‌‏شود،
لمعانى رنگینْ‏‌کمانى
که فریاد را اهلى مى‏‌کند
به دستى از بلور
از هر چیزى
تا نهایت ِ عریانى‌‏اش
گوهرى مى‌‏تراشد،
و همه چیزى نیز در سرگردانى ِ خویش
نگه‏‌ مى‏‌دارد و مسحور مى‏‌کند
پرچین ِ هوا را
که زمان
در آن
خود را به زیبایى تفویض مى‏‌کند.

 





درباره‌ی احمد شاملو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.