خانه | شعرها | سَر و سِرّ

سَر و سِرّ




۱

هنوز بیاد می‌آوری
چطور در آن جشن بزرگ در باغی
که بوی چمن‌های تازه شسته شده را می‌داد
همه‌ی ما رقصیدیم و خندیدیم
شبی روشن از ستاره‌ها بود
ساده، همانطور که گفتی
مثل موزیک جوان بودیم
برای لحظه‌ایی جاودانه شدیم.

۲

شالی که برایت خریدم
از ساتنِ صورتی و سبز
همان شالی که به چشمت زیبا می‌آمد
و می‌خواستی همیشه به گردنت باشد
کسی دیگر بوسیده،
در اتاق هتلی جا گذاشتی.





درباره‌ی شهلا اسماعیل‌زاده

شهلا اسماعیل‌زاده متولد ۱۳۴۳ است. از سال ۱۹۹۹ در هلند زندگی می‌کند و در رشته‌ی گل و باغبانی تحصیل کرده است. او از سال ۲۰۰۳ مسیحی به کار ترجمه مشغول است. وی در این مدّت کلیّات آثار روتخر کوپلانذ، رمکو کامپرت و همچنین آثار بسیاری از دیگر شاعران هلندی را برای نخستین بار به فارسی ترجمه کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.