خانه | شعرها | بهار در خیابان نقاش‌ها

بهار در خیابان نقاش‌ها




تو را آن روبرو دیدم
انگار که از پناهگاه زیرزمینی بیرون آمده بودی:
با احتیاط و حیرتزده‌ی
نوری که بر خانه‌ها می‌تابید
پالتوی بلندت هنوز بر تنت بود
می‌توانستم خودی نشان بدهم
می‌توانستم سوالی از تو بپرسم
خیابان میان ما بود مثل آب

پشت سرم مادرها در اطراف موزه
در پارک نشسته بودند
کودکانشان سیلی خوردند تا گریستند
مرا زمان، فاصله و این شعر نجات دادند.





درباره‌ی شهلا اسماعیل‌زاده

شهلا اسماعیل‌زاده متولد ۱۳۴۳ است. از سال ۱۹۹۹ در هلند زندگی می‌کند و در رشته‌ی گل و باغبانی تحصیل کرده است. او از سال ۲۰۰۳ مسیحی به کار ترجمه مشغول است. وی در این مدّت کلیّات آثار روتخر کوپلانذ، رمکو کامپرت و همچنین آثار بسیاری از دیگر شاعران هلندی را برای نخستین بار به فارسی ترجمه کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.